مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

The pain of love9:پارت

تنم از سرما لرزید
ا/ت: م.... ن... ز.ن... سگ... میش.. م.. ز
اومد سمتم انگشت اشارش و گذاشت روی لبم
جونکوک: هیشششش بخواب (جدی)
درازم کرد روی تخت پتو رو انداخت روم به تهیونگ اشاره کرد بره بیرون و تهیونگ رفت
جونکوک: داداش جین و نامجونتو چقد دوست داری؟
ا/ت: اون... قدی... ک. ه.. جو.. نمو. فداش. و. ن میک... نم
جونکوک: پس اگر میخوای جونشون نگیرم تظاهر میکنیم که عاشق همیم و باید منو به عنوان شوهرت بپذیری باهام ازدواج کنی وگرنه کشتنشون برام کاری نداره دختر جون
ا/ت: چر.. ا.. من این.. همه..... دخ.. تر(بغض)
جونکوک: دیگه شانس تو بوده بشی زنم ولی فقط جلوی اعضای خانوادمو داداشات تظاهر میکنی که عاشق منی و منم عاشق توام ولی وای به حالت بزاری کسی بفهمه اینا همه نقشس آرزوی دیدن داداشلتو به گور میبری فهمیدی؟؟؟
ا/ت: ب.. باش(اشکاش داره میریزه)
از اتاق رفت بیرون نشستم بلند بلند گریه میکردم سرم و از تو دستم محکم کشیدم بیرون که خون زیادی ازش اومد جای سرم و فشار دادم که خون ریزیش قطع شد حالم خوب نبود سرم درد میکرد گشنم بود رفتم سمت در در باز کردم تعجب کردم قفل نبود از اتاق رفتم بیرون خیلی عمارت قشنگ بود نمیدونم اتاق لیما کجاست پس رفتم پایین که دیدم دوتا دختر تو آشپزخونه نشستن دارن قهوه میخورن و حرف میزنن رفتم پیششون
ا/ت: سلام
لونا: سلام
نورا: سلام
ا/ت: دنبال لیما میگرم
لونا: باشه ولی بزار ما خودمو معرفی کنیم من لونام زن تهیونگ اینم نوراست زن شوگا
ا/ت: خوشیختم منم ا/تم میشه اتاق لیمارو بهم نشون بدین
نورا: بیا من دارم میرم تو اتاقم توهم بیا ببرمت پیش لیما
پشت سرش راه افتادم رفتم منو برد دم اتاق در زد که لیما در باز کرد لبخند زدم
نورا: این خانم خوشگله دنبال تو میگذشت واسه همین آوردمش اینجا
لیما: اوه ا/ت بیا داخل مرسی نورا
نورا: خواتش میکنم
رفتم داخل اتاقش انقد خوشگل بود دهنم باز مونده بود
اسلاید دوم اتاق لیما
#فیک
#رمان
#سناریوم
#Bts
#جیهوپ
#جونکوک
#تهیونگ
#جین
#جیمین
#شوگا
#نامجون
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سرنوشت پارت(۱۱)

My Boy❄

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط