در محکم باز شد منم گوشیمرو انداختم زیرم و بلند شدم گفتم چ

در محکم باز شد منم گوشیمرو انداختم زیرم و بلند شدم گفتم چته چرا اینجوری میکنی (با حاالت ترسی که معلومه داره ی چیزی رو قایم میکنه)

ته هیچی فقط خاستم بفحمم چیزی رو ازم قایم میکنی یا نه که فحمیدم بله داری قایم میکنی بدو اون گوشیت رو بده من

ات (وقتی ته این حرف رو زد ات رنگش پرید و گفت) ته ته چچچتتته خخوبب گگگوششییمم خخااممووشه ههمین
(بعد این حرفش ته نزدیکش شود و گفت
ات بده من

ات چچتته گگگففتتم گکوووشششییم خخااممموششه هنه

ته هعی خدا من کاهو کن (بعد این حرفش پرید روتخت و ات انداخت رو شونش و دنبال گوشی ات گشت که دید زیر ات بوده برش داشت و ات گذاشت پایین)
ات ته ته ببیین هرکاری میکنی خوب فقط گوشیم رو باز نکن من قول میدم تکرار نشه باشه گوه خوردم فقط بازش نکننن

ته مگه چی توسه خانم کیم ات🤨🤨

ات خوب اگه میخواستم بدونی که گ.وشیم رو دودستی تقدیمت میکردم

ته مجبورم نکن خودم بازش کنم بگو داشتی چیکا میکردی

ات (ببینین ات ته روی تخت روبروی هم نشسته بودن و الان ات میخواد حرف بزنه سرش رو میندازه پایین و حرف میزنه) ممن (عاها راسی با بغز اینارو میکه که هر لحضه ممکنه بشکنه) دداشتم بایه پپپسسره هق چچت ممیکردم ته ققول میدم هق تکمراررر ننششه هق (اینحا دیگه کریش شدت گرفت


ویو ته
دیدم سرش رو انداخته پاسن و جوری که بغز رو تو گلوش قفل کرده داره میگه داشته چیکار میکرده دلم براش سوخت انگار خودشم پشیمون بود بلندش کردم گذاشتمش توبغلم و سرشم گذاشتم رو سینم که هق هقاش شدت گرفت گفتم خوب ببین من الان خیلی اصبانیم ولی این دفعه تورو میبخشم حالاهم تا داداشی منفجر نشوده این گوشی کوفتی باز کن تا ببژنم کی جرعت کرده باهات چت کنه بعد این حرفم سریع سرش بالا اورد و گفت نهنهنهنهنه توتوتو رو خخخخخخدا نه بخدا اگه حرفایی که من بهش زدم رو ببینی هق پارم میکنیهق هق هق😭😭😭😭😭

ته ات کاریت ندارم باز کن گوشیتث.....
دیدگاه ها (۶)

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

مربی موتور سوار

درودمن زندم👈🏻👉🏻࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❺–«با...

dark life = 48ات تمام شب رو با چشم‌های باز گذروند. روی تخت د...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط