{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خخخ

خخخ

وااااااای مردم از خنده نخونی واقعا از دستت رفته

(( این مکالمه ها در دنیای واقعی دخترانی مشاهده گردیده است ))

پسر: عزیزم مادرم صدام می کنه برم ببینم چی کار داره
دختر: باشه سلام برسون
پسر: چشم
دختر: زود میای؟
پسر: آره داره داد میزنه فکر کنم واجب باشه
دختر: نگران شدم یعنی چی شده؟
پسر: بزار برم نگاه کنم بیام بهت بگم
دختر: باشه می خوای بیام اونجا؟
پسر: نه بیای که مادرم جرم میذاره
دختر: چه طرز حرف زدنه؟
پسر: عزیزم مادرم داره جیغ میزنه
دختر: بهونه مادرتُ نگیر وقتی بد دهنی می کنی
پسر: فکر کنم خونمون آتیش گرفته دود تو اتاق پر شده
دختر: می خوای زنگ بزنم به آتش نشانی؟
پسر: نه همین که بزاری برم کمک مادرم حل میشه مشکل
دختر: همش می خوای از دستم فرار کنی :(
پسر: نه عزیزم جدی خونمون آتیش گرفته
دختر: من مهم ترم یا آتیش؟
پسر: معلومه که تو این چه حرفیه
دختر: باشه پس برو
پسر: مرسی عزیزم
دختر: مواظب خودت باش:*
پسر: چشم
دختر: برگشتی بهم خبر بده
پسر: اوکی
دختر: نگران شدم زود بیا
پسر: باشه
دختر: اگه کمکی خواستید بگو
پسر: وای بس کن
دختر: چه طرز حرف زدنه؟ میدونستم از اولم دوسم نداری
پسر: مادرم تو آتیش سوخت مُرد
دختر: شوخی نکن
پسر: بس کن دیگه پیام نده
دختر: چیه بهتر از منُ پیدا کردی ؟
پسر: چی میگی ؟ دارم میگم مادرم مُرد
دختر: خب مرگ حقه این چه ربطی به رابطه ما داره ؟
پسر: خفه شو
دختر: میدونستم دوسم نداری:((
پسر: لباسم آتیش گرفته نمی تونم از خونه بیرون برم همه جا آتیش گرفته و ستون خونه افتاده
دختر: ستونارو بزن اونور برو بیرون بعدش بهم اس بده نگران شدم
پسر: دارم میسوزم
دختر: از عشق من ؟ *_*
پسر: -------
دختر: چرا جواب نمیدی؟
پسر: -------
دختر: شارژ تموم کردی ؟
پسر: -------
دختر: دیگه دوسم نداری؟
پسر: -------
دختر: دیگه از دستت خسته شدم ، نمی خواستم بهت بگم ولی خواستگار دارم اگه جواب ندی جواب مثبت بهش میدم
پسر: -------
دختر: شوخی کردم خواستگار ندارم جواب بده
پسر: ------
دختر: باشه خودت خواستی . بای
دیدگاه ها (۱۰)

چه زیبا...گفتم دوستت دارم!چه صادقانه...پذیرفتی!چه ابلهانه......

آدمی که دلتنگ است…هیچ حرفی حالی اش نیست…آی آدمــــــــــــها...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭد ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿ...

محسندعا براي يك بار در عمرروايت شده از حضرت محمد(ص)هركس اين ...

پارت سوم معرفی دختر مهتاب: هیچ کس نمیدونست مادرم اون زمان با...

پارت ۲

پارت ۲۵

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

پارت یک لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزا...

love and the moonPart 10 تهیونگ داره دیر میشه ها تقریبا آخ...

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط