{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

ویوی آلانا
یک ماه از زمانی که با جونگ کوک و یوری آشنا شدم میگذره و ما از حد تصورمون بیشتر باهم کنار اومدیم و خیلی زیاد باهم صمیمی شدیم .
یوری یه دختر با انرژی زیاده و خیلی دختر باحالیه انژی مثبتش باعث حال خوب منم میشه .
جونگ کوک از بیرون واقعا سردو خشن و تخس بنظر میلاد اما داخل درونش یه پسر کوچولو داره .
راستش بابا تا دو روز خونه نیست و میخوام بچه هارو دعوت کنم که تنها نباشن.
داشتم میرفتم مدرسه دم در مدرسه یوری دیدم بدو بدو رفتم سمتش و گفتم:
آلانا:چطوری یوری ؟
یوری:خوب تو چطوری ؟
آلانا:امشب میخوای خونمون بمونی ؟
یوری:متاسفم امشب پیش پارتنرمم .
آلانا:اووو باشه خوشبگذره .
یوری: مرسی.
منو یوری رفتیم سر کلاس و نشستیم سر جامون و جونگ کوکم روی میز خوابیده بود آروم بیدارش کردم و گفت:
آلانا:چطوری؟
کوک:خوب
آلانا:امشب میای خونمون بمونی خیلی خوشمیگذره .
کوک:اومممم باشه میام .
آلانا:هوراااا
کوک:یوری تو هم میای ؟
آلانا:یوری با پاتنرش قرار داره .
کوک:اوهوم
شرطا برای پارت بعد
15 لایک
15 کامنت
دیدگاه ها (۰)

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 3)

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط