وقتی وکیل اکست شدی..

𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟿
ویو تهیونگ
تهیونگ: ا/ت پس قضیه چیه(داد، عصبی)
ا/ت: من.. (گریه)
تهیونگ: تو چی ها؟ (داد، عصبی)
ا/ت: با.. با الکس.. را..بطه داشتم (گریه)
با این حرفش دنیا رو سرم خراب شد، لیوان هات چاکلت از دستم افتاد شکست
تهیونگ: چی؟ تو چه غلطی کردی(عربده)
ا/ت: گفت اگه بخوام تو ازاد بشی باید باهاش رابطه داشته باشم، بخدا فقط بخاطر تو اینکارو کردم با میل خودم نبود (گریه)
تهیونگ: دروغ میگی دروغه دروغه(عربده)
ا/ت: مجبور بودم (گریه)
تهیونگ: چراااااااااا؟ چرا قبول کردی(عربده)
ا/ت: چون برام مهمی(گریه)
تهیونگ: دروغه دیگه نمیخوام ببینمت (عربده،عصبی)
ا/ت: نه نرو التماست میکنم یکم فکر کن بخاطر تو کردم(گریه)
سریع ار خونه اومدم بیرون سوار ماشین شدم، ماشینو روشن کردم حرکت کردم سمت خونم، انقدر سرعتم زیاد بود از عصبانیت که میتونستم چندبار تصادف کنم. وایسادم گوشه خیابون، تا میتونستم به فرمون مشت زدم حرصمو خالی کنم. اخه لعنتی چرا چرا اینکارو کردی
ویو ا/ت
از رفتن ته یه ربع میگذره. همینطور یه گوشه نشسته بودم گریه میکردم. زنگ زدن فکر کنم ته باشه با ذوق رفتم درو باز کردم.. لبخندم محو شد.. الکس بود، درو سریع بستم ولی اون زودتر پاشو گذاشت لای در فشار داد اومد تو
ا/ت: از خونم گمشو بیرون
الکس: منو بازی میدی احمق
نگاهش افتاد به گوشیم که رو مبله، خواست برداره که دوییدم گوشیمو برداشتم
الکس: اون گوشی کوفتی رو بده من(داد، عصبی)
ا/ت: نمیدم برو بیرون
اومد سمتم میخواست بزور گوشیو بگیره منم مقاومت میکردم بهم هولم داد خوردم به تلویزیون افتاد شکست
الکس: اون گوشی کوفتی رو بده(داد، عصبی)
ا/ت: نمیدمش
همینطور دنبالم میکرد یهو کشید منو خوردیم به میز ناهار خوری افتاد همه چی شکست.
ا/ت: بسه دیگه برو گفتم نمیدمش
اومدم فرار کنم یهو پامو گرفت افتادم پیشون خورد به میز خون اومد.
الکس: این بچه بازیارو تموم کن
اومد سمتم منو چسبوند به دیوار گلومو گرفت فشار میداد
ا/ت: ول کن.. دارم خفه میشم..
دستو پا میزدم ولی زورم بهش نمیرسید چشم خورد به گلدون کنارم برداشتم کوبوندم تو سرش شکست، ولم کرد افتادش زمین منم سرفه میکردم دوییدم سمت در اومدم بیرون رفتم سمت اسانسور، لعنتی خرابه دیدم داره بلند میشه از پشت سرم میاد دوییدم از پله ها رفتم سمت پشت بوم رسیدم دیدم بهم رسید.
الکس: ا/ت بسه دیگه اون گوشی رو بهم بده تا بلایی سرت نیاوردم (عصبی)
ا/ت: هیچ غلطی نمیتونی بکنی
همین طور میومد سمتم منم عقب میرفتم همینطور ادامه پیدا کرد خوردم لبه پشت بوم نه نه لعنتی نزدیکم شد بزور دستمو گرفت که گوشیو ازم بگیره درگیر شدیم یهو هولم داد از لبه پشت بوم افتادم سریع دستمو به لبه گرفتم
ا/ت: الکس کمکم کن دارم میفتم(گریه)
اومد سمتم فکر کردم میخواد منو بیاره بالا ولی یهو پاشو کوبید رو دست راستم، یهو دستم ول شد با دست چپم سعی کردم خودمو نگه دارم
ا/ت: لعنتی نکن(گریه)
الکس: همه چی تموم شد ا/ت (نیشخند)
ا/ت: نه الکس نه خواهش میکنم(گریه)
الکس: خدافظ (نیشخند)
ا/ت: نهههه
...

ادامه دارد...

همش جای حساس تموم میشه😁 ا/ت میمیره یا نه؟😨 ماکه نمیدونیم👀 مگه تو گوشی ا/ت چی بود؟🤔

لایک: ۷۰ تا ، بازنشر: ۲۰ تا

#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
دیدگاه ها (۹۲)

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

سناریو سانزو پارت ۱

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط