{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حضرت_علی_اکبر

#حضرت_علی_اکبر

تنت را نیزه ها بوسیده بودند
به روی خاک ها پاشیده بودند

نشد کاری کنم وقتی رسیدم
تو را با اسب ها کوبیده بودند

#آجرڪ_الله_یاصاحب_الزمان
#محرم
دیدگاه ها (۱)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

#برادر ناتنی من

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

ستاره ی من(پارت۵)

چند پارتیـــــــــــــ💔🖤ــــــــــــوقتی نصفه شب می‌فهمه از ...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۲تا اینکه صدای ترمز ماشین جلو خونه ا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط