هر کدام از اصحاب که می رفتند

هر کدام از اصحاب که می رفتند
امام حسین حرفی می‌زد،
دعایی میکرد
اما اکبر که خواست برود فقط گفت:
مقابلم راه برو
و اشک ریخت 😔💔


#علی_اکبر #حضرت_علی_اکبر #امام_حسین_علیه_السلام #محرم
دیدگاه ها (۰)

‌🟣 پایان این بی‌غیرتی کجاست؟!هیئت دیپلماتیک کوبا هنگام سخنرا...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

هرکه صبحش با سلامی بر حسین آغاز شد حق بگوید خوش بحالش بیمه ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش اول)

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

وقتی دیر میای خونه (part2)رفتم طرف آشپزخونه بشقاب رو گذاشته ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه سی و یکم: امام رضا (ع) (بخش سوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط