پارت ۲۵ قمار یا زندگی
پارت ۲۵
نیم ساعت از مهمونی گذشت
محیط اونجا یه کلاب بزرگ بود که سالن هم داشت و خیلی شیک و تجملاتی بود و آهنگ اونجا بخش میشد
یانا تا اون موقع هیچ کار خاصی انجام نمیداد
دور و بر و اطراف یانا کلی زن و مرد و افراد مختلف بودن که لیوان شراب دستشون بود و خیلی با کلاس باهم صحبت میکردن
ته بغل یانا روی کاناپه اونجا نشسته بودن و دست ته پشت گردن یانا بود و سرش سمت یه مردی بود و داشت باهاش در گوشی حرف میزد
یانا وسط همین نگاه کردنا یه دختر دید که با لباس مشکی کوتاه از جلوش رد میشه و بهش تایم زیادی خیره میشه
یانا: تو اون دختری که رد شد رو میشناسی ؟
ته:*حرفش با مرده تموم شد. بعدا راجبش صحبت میکنیم رئیس
ها؟
یانا: میگم دختری که از جلومون رد شد رو میشناسی ؟
ته: حتی بهش نگاهم نکردم
بیخیالش
یانا: دلیل اینکه این مهمونی رو میگیرید چیه؟
ته: هرسال وقتی کریسمس میشه ما دور هم جمع میشیم و با یه دختر که خودمون انتخابش میکنیم میایم مهمونی
منم تورو انتخاب کردم
یانا: فک کنم فقط من باشم که اجباری اومدم اینجا
ته: *در گوشش. خیلی از این دخترایی که میبینی همشون اجباری اومدن
قانونش اینه اگه انتخاب بشی حق نداری بگی نمیخوام و دوست ندارم
مثل من *نیشخند
یانا: اوهوم چه رسم جالبی...
*با انگشتاش بازی میکرد
ته: تو چرا اینقدر خجالتی رفتار میکنی؟کاری نکن پشیمونت کنم
یانا: چیکار کنم پس؟ منو به زور آوردی اینجا *تقریباً بلند
چند نفر بهشون خیره شدن
ته: *درگوشش. چرا بلند حرف زدی؟ دارن نگامون میکنن
صبر کن بریم خونه میدونم باهات چیکار کنم
یانا: تهیونگ تورو خدا دس از سرم بردار اخرش تا منو به کشتن ندی ول نمیکنی
ته: معلومه که ول نمیکنم
یه اقاعه از ته سالن داد زد زمان گفت و گو تموم شد لطفا به دیسکو بیاید
ته: تا الان که تر زدی
رفتیم داخل ببینم چش غره میری لوس میکنی خودتو بلند بلند حرف میزنی موهاتو میگیرم میبرمت دستشویی مثل سگ میزنمت
البته رو توعه حیوون کتک دیگه جواب نمیده
یانا: دوستات بفهمن با مثلا نامزدت اینجوری حرف میزنی واکنششون چیه؟
ته: ازم یاد میگیرن و تحسینم میکنن
یانا: ببین اونا دیگه چقدر وحشی و گند اخلاقن
ته: آره مثل جونگکوک توعن*نیشخند
یانا: *حرص .دارم خودمو کنترل میکنم
( اسلاید دوم لباس تهیونگ تو کلاله)
نیم ساعت از مهمونی گذشت
محیط اونجا یه کلاب بزرگ بود که سالن هم داشت و خیلی شیک و تجملاتی بود و آهنگ اونجا بخش میشد
یانا تا اون موقع هیچ کار خاصی انجام نمیداد
دور و بر و اطراف یانا کلی زن و مرد و افراد مختلف بودن که لیوان شراب دستشون بود و خیلی با کلاس باهم صحبت میکردن
ته بغل یانا روی کاناپه اونجا نشسته بودن و دست ته پشت گردن یانا بود و سرش سمت یه مردی بود و داشت باهاش در گوشی حرف میزد
یانا وسط همین نگاه کردنا یه دختر دید که با لباس مشکی کوتاه از جلوش رد میشه و بهش تایم زیادی خیره میشه
یانا: تو اون دختری که رد شد رو میشناسی ؟
ته:*حرفش با مرده تموم شد. بعدا راجبش صحبت میکنیم رئیس
ها؟
یانا: میگم دختری که از جلومون رد شد رو میشناسی ؟
ته: حتی بهش نگاهم نکردم
بیخیالش
یانا: دلیل اینکه این مهمونی رو میگیرید چیه؟
ته: هرسال وقتی کریسمس میشه ما دور هم جمع میشیم و با یه دختر که خودمون انتخابش میکنیم میایم مهمونی
منم تورو انتخاب کردم
یانا: فک کنم فقط من باشم که اجباری اومدم اینجا
ته: *در گوشش. خیلی از این دخترایی که میبینی همشون اجباری اومدن
قانونش اینه اگه انتخاب بشی حق نداری بگی نمیخوام و دوست ندارم
مثل من *نیشخند
یانا: اوهوم چه رسم جالبی...
*با انگشتاش بازی میکرد
ته: تو چرا اینقدر خجالتی رفتار میکنی؟کاری نکن پشیمونت کنم
یانا: چیکار کنم پس؟ منو به زور آوردی اینجا *تقریباً بلند
چند نفر بهشون خیره شدن
ته: *درگوشش. چرا بلند حرف زدی؟ دارن نگامون میکنن
صبر کن بریم خونه میدونم باهات چیکار کنم
یانا: تهیونگ تورو خدا دس از سرم بردار اخرش تا منو به کشتن ندی ول نمیکنی
ته: معلومه که ول نمیکنم
یه اقاعه از ته سالن داد زد زمان گفت و گو تموم شد لطفا به دیسکو بیاید
ته: تا الان که تر زدی
رفتیم داخل ببینم چش غره میری لوس میکنی خودتو بلند بلند حرف میزنی موهاتو میگیرم میبرمت دستشویی مثل سگ میزنمت
البته رو توعه حیوون کتک دیگه جواب نمیده
یانا: دوستات بفهمن با مثلا نامزدت اینجوری حرف میزنی واکنششون چیه؟
ته: ازم یاد میگیرن و تحسینم میکنن
یانا: ببین اونا دیگه چقدر وحشی و گند اخلاقن
ته: آره مثل جونگکوک توعن*نیشخند
یانا: *حرص .دارم خودمو کنترل میکنم
( اسلاید دوم لباس تهیونگ تو کلاله)
- ۷.۳k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط