{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی

لیلا چرا پیراهنِ زیبا تنت کردی؟!

فرعونِ شهرم، دل به دریا زد همان شب که

جادوگری با چشم های روشنت کردی

تو دُختِ چنگیزی که ما را مثل نیشابور

آواره ی دیوارِ چینِ دامنت کردی

من بچه بودم، خوب و بد قاطی شد از وقتی

شوری به پا آن شب تو با رقصیدنت کردی

ما دست­ِ کم، یک کوچه با هم ردِ­پا داریم

یادی اگر از پرسه های با مَنَت کردی

دریا بیا، آغوشِ شهرِ ساحلی باز است

ساحل نمی داند چه با پاروزنت کردی

بانو نمی گویی خدا را خوش نمی آید؟!

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردی



@,,,,D
دیدگاه ها (۱۵)

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهنِ زیبا تنت کر...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا! چرا پیراهنِ زیبا تنت ک...

این شعر را دیوانه ی پیراهنت کردمزیبا ترین گلهای دنیا را تنت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط