{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر را دیوانه ی پیراهنت کردم

این شعر را دیوانه ی پیراهنت کردم

زیبا ترین گلهای دنیا را تنت کردم

روییده ای در باغ وگلزار غزل هایم

فکر دوباره بوسه و بوییدنت کردم

مهتاب دنیای منی و خانه ی دل را

حالا چراغانی به ماه روشنت کردم

آغوش گرمت باز کن که کودک قلبم

وابسته ی مهر وصفای دامنت کردم

من در درون دفترم عمر و جوانی را

صرف همیشه گفتن ونازیدنت کردم

قاضی قلبت حکم حبسم تا ابد داده

انگار آنجا شورش از رقصیدنت کردم

من یوسف تنهای شهر مصر شعرم باز

خود را اسیر چاله های گردنت کردم

نیل دوچشمان من واین قایق عشقم

یک عمر تا ساحل خودم پاروزنت کردم


#fuoad
دیدگاه ها (۶)

چه مبارک است این غم، که تو در دلم نهادیبه غمت که هرگز این غم...

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."به پروان...

بودنت آرامشی ستکه تزریق می شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

می روم حسرت دریای مرا دفن کنیداهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط