مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤

🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤

به نگاه تو، خدای تو، اشارت می‌کرد
نور را، سوی دو چشم تو، هدایت می‌کرد

ماه اگر ذکر به لب، گِرد زمین می‌چرخید
صورت ماهِ تو را، داشت زیارت می‌کرد

دهمین بار، هوالحق متجلی شده بود 
چارمین بار، علی بود، امامت می‌کرد

درد را نسخه‌ی خال تو، شفا می‌بخشید
عاشقان را پرِ شال تو، شفاعت می‌کرد

«و بِکُم عَلَّمَنا الله» تو می‌خواندی و آه!
آه! از آن شهر، که بی‌قبله، عبادت می‌کرد 

متوکل، به تماشای شرابت آورد
به دل مست تو، از بس که حسادت می‌کرد

و نفهمید که مستی اثری بود، که داشت
با نگاه تو، به هر ذره سرایت می‌کرد

«از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر»
وقتی از پنجره‌‌ی شوق، صدایت می‌کرد 

کوه، هر صبح، به صبر تو، سلامی می‌‌داد
ماه، هر شب، به رُخت، عرض ارادت می‌کرد

خاک ایران من از عطر تو، پر شد وقتی
سید عارف ری، از تو روایت می‌کرد

مهدی‌ات، حضرت هادی! سفرش طول کشید
کاش می‌آمد و با عشق، قیامت می‌کرد

کاش می‌آمد و با صوت تو، با لحن علی
خط به خط، «جامعه» را، باز تلاوت می‌کرد



#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ماه_رجب
#أین_الرجبیون
#امام_هادی
#شعر
#قاسم_صرافان
دیدگاه ها (۰)

....پارت بیستم....

👑 پارت سوم | حرف‌های پشتِ لبخندموسیقی تمام شد.صدای تشویق مهم...

🎭 آخرین نقشپارت یازدهملیانا پوشه را محکم در دستش گرفته بود.—...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

P : 30

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

چند روز بعد، تهیونگ تصمیم گرفت روش جدیدی امتحان کند.این بار ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۷ | «نامه‌ای که هرگز خواند...

پارت ۳ | خاطره‌ای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط