ایتزی به عنوان خواهرتون !

ایتزی به عنوان خواهرتون !


یجی : یجی یه خواهر بزرگتر فوق العادستتتت . اون همیشه تکیه گاه شماست و شما بهش اعتماد دارین .
البته ، چیزایی که الان گفتم به این معنی نیست که شما باهم دعوا نمیکنین ، نه ، درست بخوام بگم شما کل شبانه روز رو درحال دعوا کردن هستین ! سر چیزای مختلف ، سر غذا گرفته تااااا سر لباس .
شماهم همیشه درحال کتک خوردنین ، خب ، اون دستش سنگینه . البته ، اگر بفهمه کسی شمارو اذیت کرده دستش سنگین ترم میشه !!!


لیا (جیسو) : ناز ترین اونی ای که میتونین داسته باشین ! درسته که اون از شما چند سال بزرگتره ولی شما اصلا فاصله سنیتونو احساس نمیکنین .
شما همیشه در حال استفاده کردن از لباسای همین ، همچنین شما همیشه درحال حرص خوردنین که چرا جیسو انقدر دیر حاضر میشه .
از بچگی لیا معمولا برای گرفتن کارنامه یا جلسه اولیا مدرسه شما میومد چون سر پدر مادرتون شلوغ بود ، اما جیسو کوچولو خودشم هنوز یه نینی بود (😭)



ریوجین : دلیل پیر شدن شما ! ریوجین از بچگی یه دختر خیلی شیطون بود و شما باید گندکاریاشو جمع میکردین . مثلا میرفت سیمان میریخت رو ماشین همسایه !
بار ها تا مرض کتک زدنش رفتین ولی همیشه چشماشو ناز میکرد و شمارو نرم میکرد .
الان که بزرگ شده قدش از شما بلندتر شده و شما دارین رسما فشارررر میخورین .
البته باید بگم که ریوجین الان یه مامی به تمام معنا شده و همیشه براتون جنتلمن بازی درمیاره ، اما تهش یه پس گردنی ای چیزی میخوره .



چریونگ : به ثیثیتون سلام کنید . شما اونو یه دختر قرتی ناناز بار اوردین و الان تبدیل به بهترین دوستتون شده !
چریونگ‌ واقعا دونسنگ خوبیه ، بهم اعتماد کنید .
لازمه بگم پایه غیبتاتونه ؟ از بچگی تا الان موقع ارایش کردن باهم میشینین و پته کل فامیلو تاریخ و غریبه و اشنا رو میریزین رو اب .
البته ، چریونگ پایه ی دعوا هاتونم هست ! « چی ؟ اون دختره ی عبدل آبادی بهت حرف زده ؟ الان میرم خشتکشو میارم جلو کلش !»
بله ، چریونگ به دونسنگ غیرتیه ، مردم غلط میکنن به شما نزدیک بشن !




یونا : بمب شرارت ، ملکه صورتی ! یونا دختر اخر خانواده و خواهر کوچیکتون ملکه خونست !
یونا همیشه درحال کرم ریختن و شیطونی کردنه ، خب ، شما شریک جرمشین !
یونا خیلی خیلی خیلی روی شما غیرت داره ، کافیه بفهمه یه پسر بهتون سلام داده ، فردا همون پسررو با سر و صورت خونی میبینین .
« هرکدومتون جرعت کرده به اونی من حرف بزنه بیاد جلو تا مادرشو بیارم جلو چشمش !»
یونا دختر نانازیه شماست و همیشه به عشق و علاقتون نیاز داره ، البته اگر شماهم حالتون خوب نباشه باید برین پیش یونا ، چون اون بهترین بغل و بهترین فحشارو داره !


#ایتزی #سناریو
دیدگاه ها (۱۲)

یه افسانه‌ی غمگین چینی هست که می‌گه:«دخترایی که همیشه دستاشو...

دو پارتی هیونجین

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

این یه فیکه از جونگ کوک و ات معرفی = ویو ات سلام من اِتم من ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط