تهیونگ: ساعت چند اومدید

تهیونگ: ساعت چند اومدید
سانا: 3بود فک کنم
تهیونگ:«توذهنش» ینی دیشب تا کی باهم بودی
ات: سلام
سانا: ات گردنت چی شده
ات: خب نمی دونم
سانا: شما چرا انتقدر مشکوکید
ات و تهیونگ: چرا مشکوک باشیم
سانا: ات گفته بودی میخوای بری کره جنوبی نه
ات: اره
سانا: پس با تهیونگ برو
ات: ااااا باشه
سانا: تهیونگ کی میری
تهیونگ: میخوای من برم
سانا: نه فقدر پرسیدم
تهیونگ: نمی دونم
ویو ات
داشتیم با خاله سانا حرف میزدیم که گوشیش زنگ خورد
تهیونگ: هیونگ چی شده تو زنگ به ما زدی
نامجون: ته تو شماره یونا رو داری
کوک چیزی شده
نامجون: کات کردن کوک هم
نوشیده بود که جیمین رفته جمعش کنه
تهیونگ: اره دارم الان میفرستم
نامجون: اگه میتونی زود تر بیا
تهیونگ: اگه تونستم باشه بهت خبر میدم
نامجون: اوکی
تهیونگ: بای
نامجون: بای
ات: کی بود
تهیونگ: یکی از رفیقام
سانا: جین بود یا کوک یا نامی
تهیونگ: نامجون هیونگ بود
سانا: چی شده
تهیونگ: کوک زیاد نوشیده بوده بخاطر اینکه با یونا کات کرده بودن شماره یونا رو میخواست
سانا: اها اوکی
تهیونگ: ات باهام میای کره
ات: اره
تهیونگ: برا امشب ساعت سه بلیط بگیرم
ات: انقدر زود
تهیونگ: اره
ات: باشه
تهیونگ: برو وسیله هاتو جمع کن
ات: باشه
سانا: تهیونگ
تهیونگ: بله مامان
سانا: حقیقت رو بهم بگو
تهیونگ: با هم بودیم
سانا: تو میخوای منو بدبخت کنی
تهیونگ: میخوامش و میخوایم ازدواج کنیم
سانا: اصلا به من چه
ات:.......
دیدگاه ها (۲)

#میکاپ_آرتیست_من

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

.PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط