شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من
شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من
ستاره ها محزون و بی قرار در کار شکفتنند
تا شاید سایه ای از روشنایی تو را بر پرده سیاه آسمان تصویر کنند
لحظه ها سکوت کرده اند و شب
با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است
ای خلوت گزیده در آسمان
سراغ تو را باید از کدام ستاره گرفت
با کدام نسیم میشود بسوی کوی تو وزید
از کدام پنجره میتوان تورا دید
کدام اینه از تو میگوید
شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من
و من مانده ام با اندوهی که مرا تا هیچ میبرد
شب با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است
من روی قلبم برای تو شعری نوشته ام
شعری که در یک شب مهتابی از شباویزها آموختم
سلام همه پروانه ها بر تو که شمع ها را مشهور کردی
و درود همه گلها بر تو که از همه باغ ها زیباتر بودی ...
ستاره ها محزون و بی قرار در کار شکفتنند
تا شاید سایه ای از روشنایی تو را بر پرده سیاه آسمان تصویر کنند
لحظه ها سکوت کرده اند و شب
با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است
ای خلوت گزیده در آسمان
سراغ تو را باید از کدام ستاره گرفت
با کدام نسیم میشود بسوی کوی تو وزید
از کدام پنجره میتوان تورا دید
کدام اینه از تو میگوید
شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من
و من مانده ام با اندوهی که مرا تا هیچ میبرد
شب با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است
من روی قلبم برای تو شعری نوشته ام
شعری که در یک شب مهتابی از شباویزها آموختم
سلام همه پروانه ها بر تو که شمع ها را مشهور کردی
و درود همه گلها بر تو که از همه باغ ها زیباتر بودی ...
- ۱.۰k
- ۲۴ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط