{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر مرگ است نگاهی که ز شهلای تو نیست

تیر مرگ است نگاهی که ز شهلای تو نیست
جام زهر است شرابی که ز مینای تو نیست

شب چراغی که بود لایق انگشتر عشـق
درّ نابیست که جز در دل دریای تو نیست

پرده بردار و ز بیگانه میندیش ای دوست
که به هر بی‌بصری چشم تماشای تو نیست

آفتاب لب بـام است جوانی، دریاب
به از این دار مرا مهلت فردای تو نیست

ماه تا جلوه‌فروش است تو ای ماه بخواب
پیش هر خیره انگشت نما جای تو نیست

با همه درد جهان ساختم اما این بار
چاره‌ی زخم دلم جز به مداوای تو نیست

کاش چشم تو کمی حرف مرا می‌فهمید
بر زبـان نگهم، غیر تمنای تو نیـست

به جنون می‌کشد آخر، من رسـوا شده را
هیچ پیچیده‌تر از حلّ معمای تو نیست

#دل_نوشته💫

#ستایش_قلب_سربی

#عاشقانه
❄💫❄💫❄💫❄
دیدگاه ها (۰)

جز در خانهء تو در نزنم جای دگرنروم از سر کوی تو به ماوای دگر...

جز در خانهء تو در نزنم جای دگرنروم از سر کوی تو به ماوای دگر...

‌ نوشین زلبت مستم و مستانه بمیرمدر کیش رخت ماتم و شاهانه بمی...

‌ نوشین زلبت مستم و مستانه بمیرمدر کیش رخت ماتم و شاهانه بمی...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

ناز بانو جان بگردم قد و بالای تو را خال روی گونه با ان ماه س...

یار باید که غم یار خورد یار کجاستغم دل هست فراوان دل غمخوار ...

به خدا هیچ مرا غیر تمنای تو نیستچاره‌ی درد مرا جز که مداوای ...

چرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم،به سر، سودای آغوش تو دارمنگفتی ما...

چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم<به سر، سودای آغوش تو دارمنگفتی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط