(ارباب عمارت)ρꪖ𝕣𝕥.1

ته*ویو
من کیم تهیونگم 26 سالمه و داخل یه عمارت بزرگ با برادر هام و مامان ناتنیم و بابای واقعیم زندگی.
میکنم،من با دختری به اسم ا.ت،سیاسی ازدواج کردم همش برای پول و ثروت.
مامان ا.ت خیلی پولداره در حد ثروت خیلی بزرگ ما و برای همین ما باهم ازدواج.
من یه برادر کوچیک و ۲ تا بزرگ تر دارم.
برادرم هیوک سعی میکنه که مالک ثروت بابام بشه.
من ا.ت رو دوست ندارم،اونم همینطوره و ما سعی میکنیم جلوی پدر و مادرامون خوشبخت به نظر برسیم.
در اصل این یه چیز فیکه،اما ما سعی میکنیم جلوی خانوادمون از این حالت در بیایم.
و اون ها یکم باور کنن،تا ناراحت نشن.
برادر کوچیکم سونگمین ما دوتا خیلی باهم خوبیم.
و یونجین بزرگترین داداشم همیشه مراقب سونگمین و من هست.
اما این وسط هیوک با اینکه از یونجین کوچیک تره و از من و سونگمین بزرگتره میخواد مالک ثروت بشه.
و کلا درحال رقابت و دشمنی هستش.
من اهمیت میدادم قبلا ولی دیگه بسه.
ا.ت*ویو
من ا.ت هستم ۲۳ سالمه با تهیونگ سیاسی ازدواج کردم،ما همدیگه رو دوست نداریم.
ولی الان ۲ سال میشه باهم ازدواج کردیم ولی اون تابحال اصلا به من دست نزده.
اون ۳ تا برادر داره بنام های سونگمین،هیوک،یونجین.
هیوک خیلی باهاش توی رقابته.
این روز ها هم تهیونگ سرش و میذاره رو سر هیوک.

___________
پایان این پارت برای پارت خداحافظ
لایک:۴
کامنت:۴
دیدگاه ها (۸)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو سو پارت اول

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو کنما تک پارتی

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

پارت: سهرمان: رویای منا/ت: اول از همه بزارین اسم اون پنج نفر...

سناریو مایکی پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط