{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت: سه

پارت: سه
رمان: رویای من

ا/ت: اول از همه بزارین اسم اون پنج نفری که آرمی بودن رو بگم:(مارلا،کاترین، بیتا،فلورا و جنیا)

فلورا: بچه ها دقت کردین که اکثرا آرمی نیستن؟
جنیلا: آره منم موافقم به مالک گروه میخورد آرمی باشه ولی گفت نیستم_
کاترین: نظرتون چیه تا بقیه نیستن یه نقشه بریزیم که مالک گروه رو هم آرمی کنیم؟
ا/ت: همه موافقت کرده بودن و سعی کردن با پیامای دیگه گروه رو شلوغ کنن تا من و بقیه اعضای گروه نفهمیم که درمورد چی صحبت میکردن-
فلورا: بچه ها مطمئنین مالک گروه آرمی میشه؟
جنیلا: من که میدونم میشه همینجوریشم چند پله به آرمی شدن نزدیکه.
ا/ت: اومدم داخل گروه، گروه خیلی شلوغ بود ولی پیامای آخرشون که داشتن این حرفا رو میزدن معلوم بود.
ا/ت: وایسین وایسین کی چند پله به آرمی شدن نزدیکه؟ خوشحال میشم بدونم؛
جنیلا: خوب ما میخواستیم چند تا اعضا رو آرمی کنیم....
دیدگاه ها (۰)

پارت: دورمان: رویای منا/ت: اتفاق عجیبی افتاد یعنی اتفاقی که ...

پارت: اولرمان: رویای منا/ت: کلاس سوم بودم که تازه با بی تی ا...

A love that begins with jealousy ✨part8:ویو ا-ت: رفتم کمپانی...

وقتی وکیل اکست شدی..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط