{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مامانم میگم : یادش بخیر بچه بودیم چقدر ما رو کتک زدیا

به مامانم میگم : یادش بخیر بچه بودیم چقدر ما رو کتک زدیا !

شترق خوابوند در گوشم گفت : این دروغا چیه که میگی ؟ من کِی دستم روتون بلند

شده
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﮐﺎﻓﻰ ﺷﺎﭖﭘﺴﺮﻩ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻩﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿ...

بعـــــد از این عکس بـــــود که فهمیـــدم از من بیــــــکارت...

دیگران را ببخش...نه بخاطر اینکه سزاوار بخشش اند...!به دلیل ا...

دیدی از وسط آسفالت علف در میاد؟این یعنی اینکه با استقامت میت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

P9F2لوکاس:اخی بلخره یادت اومد که من کی هستم😌انیا:ارهلوکاس:خو...

محوی زیبایی اوپارت ۱۵ویو رزاجلسه تموم شد و توی راهرو مدرسه ب...

Cieloپارت ۳از زبان تهیونگزیر کتک هاشون داشتم له میشدم که جون...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

پارت ۸صدای شلیک هنوز توی گوشم می‌پیچید.به نوشته‌ی روی دیوار ...

با صدای مامان کوک از خواب نازم بلند شدم دیدم هر چهارتامون رو...

بکش پایین 👇یکم میخوام چسناله بکنمبچه ها حسابی ناراحتم واقعا ...

our mistake (part 7)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط