دختر خاص p3
(یکم بعد اعضای بی تی اس وارد میشن)
...ا/ت...
باورم نمیشه...یه جورایی استرس دارم...از یه طرفم کلی دوربین دور و برشونه پس یعنی قراره کلی حرف بزنن و شیطونی کنن؟اگه حواسم پرت بشه و اخراجم کنن چی؟میکاپ آرتیست قبلی جونگ کوک اخراج شد نکنه منم مثل اون بشم؟وای خیلی استرس دارم...ا/ت نترس هیچ اتفاقی نمیوفته
(اعضای بی تی اس رو صندلی هاشون میشینن...ا/ت میره سمت جونگ کوک)
جونگ کوک:چی؟میکاپ آرتیستم عوض شده؟
ا/ت:ب...بله من...تازه اومدم...
جونگ کوک:خیلی خب...شروع کن
(ا/ت شروع میکنه)
...ا/ت...
یه نگاه به بقیه انداختم که بدون استرس دارن کارشونو انجام میدن وای خدا اگه گند بزنم چی؟من تا حالا همچین آدم معروفی رو از نزدیک ندیدم چه برسه به اینکه میکاپش کنم...چیزی نیست ا/ت فقط مثل قبلا باش...شروع کردم به میکاپ کردن ولی چون اعضای بی تی اس حرف میزدن و آرمیا هم جیغ میکشیدن خیلی استرس بهم متنقل میکرد ولی تا تونستم مقاومت کردم
رئیس:۱ دقیقه دیگه باید روی استیج باشن عجله کنین
...ا/ت...
من میکاپمو زودتر از بقیه تموم کردم...هوففف خداروشکر گند نزدم
(ا/ت میره)
جونگ کوک:کجا میری؟
ا/ت:چ...چی؟
جونگ کوک:۱ دقیقه دیگه باید رو استیج باشم اونوقت تو میری استراحت؟
ا/ت:چ...چی؟نه...من...تموم کردم میکاپتون رو...
جونگ کوک:چی؟انقدر زود؟
ا/ت:ب...بله
جونگ کوک:...
رئیس:خیلی خب دیگه باید برین عجله کنین
(اعضای بی تی اس میرن)
ا/ت:باورم نمیشه تونستم انجامش بدم!
(صدای جیغ بیشتر میشه)
ا/ت:وای آرمیا خیلی خوشحالنا
آریا:ایکاش منم مثل اونا تو کنسرت بودمممم
هانا:تو خیلی خوشانس تری چون اونا رو از نزدیک میبینی
آریا:به هرحال من تو کنسرت بودنو ترجیح میدم
نوا:من یه سوالی داشتم ا/ت
ا/ت:چیشده؟
نوا:چرا انقدر زود میکاپ رو تموم کردی؟
ایشا:چون اون خیلی کارش عالیه انقدر خوب بود که زود اوردنش سئول
نوا:خب...پس تو حالا حالاها اینجایی
ا/ت:آره...فکر کنم (لبخند)
(بی تی اس شروع میکنن به خوندن)
آریا:وایییی اونا خیلی خوبننن
ا/ت:من تاحالا اینجوریشو ندیدم
نوا:نگران نباش عادت میکنی
ا/ت:میدونین...من تاحالا آدمای خیلس معروف رو که کل دنیا میشناسنشون رو میکاپ نکردم بخاطر همین استرس داشتم اما عالی انجامش دادم
هانا:تو خیلی خوشانسی چون از آدمایی که معروف نبودن شروع کردی ولی چون ما از اول تو سئول بودیم و زود از آدمای معروف شروع کردیم
ا/ت:که اینطور___
(تلفن ا/ت زنگ میخوره)
ا/ت:ببخشید باید جواب بدم شوهرمه
(ا/ت میره یه جای خلوت)
ا/ت:الو؟
مین جی:دختره ی هرزه کجایی؟
ا/ت:چی؟من سرکارم
مین جی:مگه یه کنسرت چقدر طول میکشه؟میدونی از کی رفتی؟
ا/ت:خی اینجا سئوله و کلی دنگ و فنگ داره
مین جی:وقتی بیای خونه میدونم باهات چیکار کنم
(تلفن قطع میشه)
#فیک
...ا/ت...
باورم نمیشه...یه جورایی استرس دارم...از یه طرفم کلی دوربین دور و برشونه پس یعنی قراره کلی حرف بزنن و شیطونی کنن؟اگه حواسم پرت بشه و اخراجم کنن چی؟میکاپ آرتیست قبلی جونگ کوک اخراج شد نکنه منم مثل اون بشم؟وای خیلی استرس دارم...ا/ت نترس هیچ اتفاقی نمیوفته
(اعضای بی تی اس رو صندلی هاشون میشینن...ا/ت میره سمت جونگ کوک)
جونگ کوک:چی؟میکاپ آرتیستم عوض شده؟
ا/ت:ب...بله من...تازه اومدم...
جونگ کوک:خیلی خب...شروع کن
(ا/ت شروع میکنه)
...ا/ت...
یه نگاه به بقیه انداختم که بدون استرس دارن کارشونو انجام میدن وای خدا اگه گند بزنم چی؟من تا حالا همچین آدم معروفی رو از نزدیک ندیدم چه برسه به اینکه میکاپش کنم...چیزی نیست ا/ت فقط مثل قبلا باش...شروع کردم به میکاپ کردن ولی چون اعضای بی تی اس حرف میزدن و آرمیا هم جیغ میکشیدن خیلی استرس بهم متنقل میکرد ولی تا تونستم مقاومت کردم
رئیس:۱ دقیقه دیگه باید روی استیج باشن عجله کنین
...ا/ت...
من میکاپمو زودتر از بقیه تموم کردم...هوففف خداروشکر گند نزدم
(ا/ت میره)
جونگ کوک:کجا میری؟
ا/ت:چ...چی؟
جونگ کوک:۱ دقیقه دیگه باید رو استیج باشم اونوقت تو میری استراحت؟
ا/ت:چ...چی؟نه...من...تموم کردم میکاپتون رو...
جونگ کوک:چی؟انقدر زود؟
ا/ت:ب...بله
جونگ کوک:...
رئیس:خیلی خب دیگه باید برین عجله کنین
(اعضای بی تی اس میرن)
ا/ت:باورم نمیشه تونستم انجامش بدم!
(صدای جیغ بیشتر میشه)
ا/ت:وای آرمیا خیلی خوشحالنا
آریا:ایکاش منم مثل اونا تو کنسرت بودمممم
هانا:تو خیلی خوشانس تری چون اونا رو از نزدیک میبینی
آریا:به هرحال من تو کنسرت بودنو ترجیح میدم
نوا:من یه سوالی داشتم ا/ت
ا/ت:چیشده؟
نوا:چرا انقدر زود میکاپ رو تموم کردی؟
ایشا:چون اون خیلی کارش عالیه انقدر خوب بود که زود اوردنش سئول
نوا:خب...پس تو حالا حالاها اینجایی
ا/ت:آره...فکر کنم (لبخند)
(بی تی اس شروع میکنن به خوندن)
آریا:وایییی اونا خیلی خوبننن
ا/ت:من تاحالا اینجوریشو ندیدم
نوا:نگران نباش عادت میکنی
ا/ت:میدونین...من تاحالا آدمای خیلس معروف رو که کل دنیا میشناسنشون رو میکاپ نکردم بخاطر همین استرس داشتم اما عالی انجامش دادم
هانا:تو خیلی خوشانسی چون از آدمایی که معروف نبودن شروع کردی ولی چون ما از اول تو سئول بودیم و زود از آدمای معروف شروع کردیم
ا/ت:که اینطور___
(تلفن ا/ت زنگ میخوره)
ا/ت:ببخشید باید جواب بدم شوهرمه
(ا/ت میره یه جای خلوت)
ا/ت:الو؟
مین جی:دختره ی هرزه کجایی؟
ا/ت:چی؟من سرکارم
مین جی:مگه یه کنسرت چقدر طول میکشه؟میدونی از کی رفتی؟
ا/ت:خی اینجا سئوله و کلی دنگ و فنگ داره
مین جی:وقتی بیای خونه میدونم باهات چیکار کنم
(تلفن قطع میشه)
#فیک
- ۶۱.۴k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط