یه وقتایی، یه حرفایی، چنان آتیشت می زنه که دوست داری فریا

یه وقتایی، یه حرفایی، چنان آتیشت می زنه که دوست داری فریاد بزنی، ولی نمی تونی! دوست داری اشک بریزی، ولی نمی تونی! حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه! تمام وجودت میشه بغضی که نمی ترکه. به این میگن درد بی درمون.
دیدگاه ها (۱۰)

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

@aaa4853 تو عاطفه و مهر و احساس به دنیا اومدی؛ انگار از همون...

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 15جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی رسیدن ی...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

‏🦊 [۱۹:۴۳ تا ۱۹:۴۵ به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟استی: ...

#سناریو#بی_تی_اس وقتی دامن کوتاه پوشیدی و میخواد تنبیهت کنه ...

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط