{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 15

جین رینا رو به خونه خودش برد و وقتی رسیدن یه لیوان آب گذاشت جلوش

رینا اما حتی به لیوانم دست نزد و فقط به یه نقطه خیره شده بود

جین کنارش نشست و گفت

رینا دیگه نمی‌تونی همینجوری ادامه بدی

رینا با صدای گرفته گفت

چاره دیگه ای ندارم جین

جین گفت

چرا به جای اینکه همه چی رو تنهایی تحمل کنی از یکی کمک نمی‌خوای

رینا سرشو پایین انداخت

چون اگه کمک بخوام اونا سراغ شوگا میرن

جین چند لحظه ساکت موند بعد پرسید

اگه شوگا رو اینقدر دوست داری پس چرا کاری کردی فکر کنه بهش خیانت کردی

چشم های رینا پر از اشک شد

چون اگه ازم متنفر باشه دیگه دلیلی ندارن بهش نزدیک بشن

جین با ناراحتی گفت

تو واقعاً فکر می‌کنی با این کار می‌تونی ازش محافظت کنی

رینا چیزی نگفت

همون موقع گوشیش زنگ خورد

شماره ناشناس بود

رینا با دیدن شماره رنگش پرید و تماس رو جواب داد

صدای نامادریش بلند شد

خوب انجامش دادی بالاخره کاری کردی ازت متنفر بشه

رینا با بغض گفت

دیگه کاری به شوگا نداشته باشین

زن خندید و گفت

هنوز فکر می‌کنی می‌تونی برای ما شرط بذاری

تماس قطع شد

رینا گوشی رو محکم توی دستش گرفت و نفس عمیقی کشید

جین که همه چی رو شنیده بود از جاش بلند شد

دیگه بسه رینا من نمی‌ذارم بیشتر از این اذیتت کنن

رینا سریع دستشو گرفت

نه جین خواهش می‌کنم قول بده کاری نکنی

جین به دست لرزونش نگاه کرد و آروم گفت

نمی‌تونم قول بدم وقتی می‌بینم داری جلوی چشمم از بین میری

رینا سرشو پایین انداخت و اشکاش دوباره سرازیر شد

اون طرف شوگا توی خونه تنها نشسته بود و به حرف های رینا فکر می‌کرد

هنوز باورش نمی‌شد دختری که همیشه می‌گفت دوستش داره به این راحتی ترکش کرده باشه

گوشیشو برداشت و چت های قدیمیشون رو باز کرد

آخرین پیام رینا هنوز همونجا بود

دوستت دارم حتی اگه یه روز ازم متنفر بشی

شوگا با عصبانیت گوشی رو کنار گذاشت و زیر لب گفت

پس چرا این کارو باهام کردی رینا

اما چیزی که شوگا نمی‌دونست این بود که رینا همون لحظه توی خونه جین نشسته بود و با هر نفس سعی می‌کرد درد قفسه سینه اش رو پنهون کنه

چون نمی‌خواست حتی جین هم بفهمه حالش داره بدتر میشه



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

یه روز

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵دو هفته بعد...یونگی از...

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt³(end)_"جی هو...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط