به نگهان گفتم که بهترین پرستار رو برای هیجین پیدا کنه خود
به نگهان گفتم که بهترین پرستار رو برای هیجین پیدا کنه خودمم رفتم تو اتاق کارم رو تخت دراز کشیدم و به ا.ت فکر کردم تغریبا کار هر شبم بود یه لحظه نبود که به ا.ت فکر نکنم پاشدم یه دوش 5 مینی گرفتم و اومدم بیرون سیگارمو روشن کردم و رفتم تو بالکن و به حیاط نگاه کردم که صدای در اتاقم اومد
_بل؟
یونگی:منم
_منم کیه؟
یونگی:عه گمشو اومدم تو
_باشه
یونگی:کوکی؟ چرا نمیتونی از هیونگت یاد بگیری؟
_چیو؟
یونگی:پدصگ هرشب با سیگار و الکل خودتو خفه کردی تو بچه داری پدصگگگگگگ
_یونگی تو میفهمی چه حسی دارم؟ تنهایی یه بچه رو بزرگ کردن کار اسونی نیست
یونگی:اره...ولی...خب
(چند روز بعد)
چند روز گذشت و هیجین هر پرستاری رو که میدید گریه میکرد یا قبولشون نمیکرد دیگه نا امید شده بودم خودم رفتم تو اتاق هیجین و باهاش بازی کردم
( ا.ت ویو:)
با صدای گوشیم از تلویزیون دل کنم نوبارا بود جواب دادم که صدای دادش بلند شد
نوبارا:جیغغغغغ ا.تتت
+ای گوشم چیشده؟
نوبارا :برات کار پیدا کردم
+جدییی چه کاری؟
نوبارا:پرستار بچه تو که رابطت با بچه ها خوبه فقط...
+فقط چی؟
نوبارا:کارش اینجاس یعنی تو کره ولی خب حقوق خوبی میده
+مثلا
نوبارا:150 میلیون وون
+چیییییییی
نوبارا:وحشی گوشم کر شددددد
+نوبارا جونم لطفا کارو واسم جور کن فردا میام پیشتاااا
نوبارا:گمشو جور شده
+هوراااااااا باش خدافظ
نوبارا:بای پدصگ
+تهیونگگگگگگگگگ
ته:چته ا.ت چیزی شده؟
+هیچی فقط یه مدت میرم کره
ته:چییییی...منم میام
+باوشه ولی خب من میرم سر کار
ته:ا.ت تو داداش به این پولداری داری بعد میری سر کار
+خب ته ته همیشه که نمیتونم ازت پول بگیرم
(کره)
ا.ت ویو:
اخیش رسیدم کره دلم برای اینجا تنگ شده بود دست تهیونگ رو گرفتم و رفتم سمت نوبارا و کای
نوبارا:ا.تتتت
+نوباراااا
(خو دیگه بعد کلی حرف زدن رسیدن خونه نوبارا)
نوبارا:ا.ت میدونستی از فردا قراره کارتو شروع کنی؟
_بل؟
یونگی:منم
_منم کیه؟
یونگی:عه گمشو اومدم تو
_باشه
یونگی:کوکی؟ چرا نمیتونی از هیونگت یاد بگیری؟
_چیو؟
یونگی:پدصگ هرشب با سیگار و الکل خودتو خفه کردی تو بچه داری پدصگگگگگگ
_یونگی تو میفهمی چه حسی دارم؟ تنهایی یه بچه رو بزرگ کردن کار اسونی نیست
یونگی:اره...ولی...خب
(چند روز بعد)
چند روز گذشت و هیجین هر پرستاری رو که میدید گریه میکرد یا قبولشون نمیکرد دیگه نا امید شده بودم خودم رفتم تو اتاق هیجین و باهاش بازی کردم
( ا.ت ویو:)
با صدای گوشیم از تلویزیون دل کنم نوبارا بود جواب دادم که صدای دادش بلند شد
نوبارا:جیغغغغغ ا.تتت
+ای گوشم چیشده؟
نوبارا :برات کار پیدا کردم
+جدییی چه کاری؟
نوبارا:پرستار بچه تو که رابطت با بچه ها خوبه فقط...
+فقط چی؟
نوبارا:کارش اینجاس یعنی تو کره ولی خب حقوق خوبی میده
+مثلا
نوبارا:150 میلیون وون
+چیییییییی
نوبارا:وحشی گوشم کر شددددد
+نوبارا جونم لطفا کارو واسم جور کن فردا میام پیشتاااا
نوبارا:گمشو جور شده
+هوراااااااا باش خدافظ
نوبارا:بای پدصگ
+تهیونگگگگگگگگگ
ته:چته ا.ت چیزی شده؟
+هیچی فقط یه مدت میرم کره
ته:چییییی...منم میام
+باوشه ولی خب من میرم سر کار
ته:ا.ت تو داداش به این پولداری داری بعد میری سر کار
+خب ته ته همیشه که نمیتونم ازت پول بگیرم
(کره)
ا.ت ویو:
اخیش رسیدم کره دلم برای اینجا تنگ شده بود دست تهیونگ رو گرفتم و رفتم سمت نوبارا و کای
نوبارا:ا.تتتت
+نوباراااا
(خو دیگه بعد کلی حرف زدن رسیدن خونه نوبارا)
نوبارا:ا.ت میدونستی از فردا قراره کارتو شروع کنی؟
- ۳.۱k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط