{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمر

قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم
و دلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاریامونو می شمریم!
قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!
قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم
و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدی
م و کلی باهاش می خندیدیم
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردی
م تا مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم .
قدیما خیلی چیزا کم بود و دلمون بزرگ بود،
این روزها خیلی چیزاهست ولی از دل کوچک هم خبری نیست



دیدگاه ها (۵)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

سلام، خوبید؟امیدوارم حالتون خوب باشه، پرنسس‌هام. اگه الان ای...

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

پارت 180

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

خانوم مدیرعاملپارت اول | رویایی که به حقیقت پیوستهمچی ازونجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط