تو پادشاه منی ♡⁰¹

تو پادشاه منی ♡⁰¹
راوی :
روزی آرام در قصر بود همه مشغول کار های روزمره خود بودن ولی لیا و پسر کوچولو یش در حال امتحان جدید ترین کار بودم داشتن باهم در آشپز خانه ی قصر شیرینی برنجی برای پادشاه درست میکردن . دست پیش بند هاشون حسابی آردی بود . نوک بینی کوچولوی سهون آردی بود باهم شیرینی ها رو آماده‌کردن.
بریم ببینیم عالیجناب در چه حالی هستن .
جیمین: جیهوپ درست انجام دادی دیگه درسته .
جیهوپ: بعله سرورم .
جیمین: ملکه و سهون کجان ؟
جیهوپ: سرورم آشپز خانه ی سلطنتی تشریف دارن .
جیمین: اون جا چیکار میکنن ؟
جیهوپ: خبر ندارم عالیجناب .
جیمین: باهم به اون جا میریم .
جیمین به سمت آشپز خانه ی سلطنتی رفت و باهم به اون جا رفتن . صدای جیغ و خنده همه جا رو برداشته بود . خودش در رو باز کرد که با لیا یی که داشت روی دوهی آب می‌ریخت و سهونی که داشت تشویق می‌کرد و دونگ هی که داشت فرار می‌کرد روبه رو شد .
جیمین: این جا چه خبره ؟
همه از کار وایستادن انگار زمان از کار افتاده بود .
جیمین: ملکه جه جوابی برای این کار دارید ؟
لیا: خب اومدیم داریم شیرینی درست میکنیم .
جیمین:این جوری ‌.
به وضع آشپز خونه اشاره کرد .
سهون: خو بابایی داشتیم بازی میکلدیم.
جیمین: آشپز خونه جای بازی هست‌؟
سهون: نه ولی خو چلا باژی نکنیم؟
جیمین: تو به کی رفتی انقد. پرو یی و جواب میدی ؟
سهون: به خودتون بابایی ژونم.
جیمین: فرار کن وگرنه میکشمت.
سهون: الفرار
یونگی داشت توی باغ قدم میزد که سهون از ماجرا سواستفاده کرد و مای یوگی رو از پشت بغل گرفت و قائم شد .
یونگی : باز چیکار کرده جوجه ها؟ که تین جوری پشت من قائم شدی ‌؟
سهون: من هیشی . من که اصن کالی نکلدم.
یونگی : پس از پشت پام بیرون بیا .
سهون: بابایی تنبیهم میکنه .
یونگی: دیدی گفتم به کار کردی این جوری میگی .
سهون: بابابزلگ بگو بابایی منو ببشخه؟
یونگی : خربزه میخوری باید پای لرزشم بشینی .
سهون: اصن من قهلم امیلی هر وقت از دست دایی پشت بابا بزلگ جین قائم میشه اونا بهش کمک میکنن شما منو دوست ندالید
یونگی : کی گفته جوجه ولی خب باید تنبیه بشی تا یاد بگیری .ولی این دفعه رو هم وساطت میکنم .
سهون: ملسییییییی.
دیدگاه ها (۱)

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

چند پارتی یونگی

part 11

وقتی عضو هشتمی اون دوست پسرت بود و تهونگ برادرت

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

~ترجمه💕✨️:🐰جونگکوک : چطوری بازی کنیم؟🐹جین : خب، ما یه دستمال...

My Arirang Part ۱۸جونکوک آروم بلند شد و در حالی که هنوز هم خ...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط