سلام نام من چادر است ..

سلام نام من چادر است ..

نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است..

روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..

شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم

خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود،...

از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم

وقتی زمین خورد ، خاکی شدم...وقتی سیلی خورد ،

در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد،

خونی شدم... خوب میدانم چه دردی کشید

تا من را برای شما به ارث گذارد،و شما با من چکار کردید...

شما کار را به جایی رساندید که میخواهند

من و مرا با زور و بگیر وببندبه دیگران غالب کنند

و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده . ...

شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی

از او بددفاع کن و شما با من همین کار را کردید،

اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید

درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید

وضعیت من اینگونه نبود..

عده مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید

تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری میکند

و باعث شدید قداستم کمرنگ شود...

مراوسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید ...

مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من،

رنگی بودن کفش و جوراب ها ومانتوهای رنگارنگتان

بیشتر جلوه کند...

به من خیانت کردید....
دیدگاه ها (۲)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

My lovely neighbor part : ۸۵

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

پشت مرز های مارالیا قسمت 4از زبان اجین لوسین لباسش را پوشید،...

شاهکاری به نام دروغ

My lovely neighbor part : 72

پرنسس ناخواسته

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط