من‌ تورا برشانه هایم میکشم

من‌ تورا برشانه هایم میکشم
یا تو‌میخوای به گیسویت مرا
زخمها زدراه بر جانم ولی
زخم‌عشق اورده تاکویت مرا
خوب شددردم دوا شد
خوب شد
دل به عشقت به عشقت مبتلا شد
خوب شد......
دیدگاه ها (۴)

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

شعر و غزل

عاشقانه های شبنم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

دلم مشغولِ یک عشق است و از مردم گریزان است  میانِ سینه مِهرت...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط