{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مژگان به هم بزن که بپاشی جهانِ من

مژگان به هم بزن که بپاشی جهانِ من
کوبی زمین من به سر آسمانِ من

درمان نخواستم ز تو من درد خواستم!
یک دردِ ماندگار! بلایت به جانِ من

می‌سوزم از تبی که دماسنجِ عشق را
از هُرمِ خود گداخته زیرِ زبانِ من

تشخیص درد من به دل خود حواله کن
آه! ای طبیبِ دردفروش جوانِ من!

نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بَدَل به باده شود در رگان من...

گفتی: غریب شهر منی این چه غربت است؟!
کاین شهر از تو می‌شنود داستان من...
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به بهترینم💐🫂🧿🌐مژگان به هم بزن که بپاشی جهان منکوبی زمی...

مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان مــنكوبی زمین مــن به سر آسمــ...

مژگان به هم بزن که بپاشی جهان منکوبی زمین من به سر آسمان مند...

مژگان به هم بزن که بپاشی جهان منکوبی زمین من به سر آسمان مند...

مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان منكوبی زمین من به سرِ آسمان من...

می سوزم از تبی که دماسنج عشق رااز هرم خود گداخته زیر زبان من...

می سوزم از تبی که دماسنج عشق رااز هرم خود گداخته زیر زبان من...

مژگان به هم بزن که بپاشی جهان منکوبی زمین من به سر آسمان مند...

می‌سوزم از تبی

می سوزم از تبی که دماسنج عشق رااز هرم خود گداخته زیر زبان من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط