{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می سوزم از تبی که دماسنج عشق را

می سوزم از تبی که دماسنج عشق را
از هرم خود گداخته زیر زبان من

تشخیص درد من به دل خود حواله کن
آه ای طبیب درد فروش جوان من

نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بدل به باده شود در رگان من

,♥️
دیدگاه ها (۰)

جدا از این من و ما و رها ز چون و چراکسی نشسته در آنسوی ماجرا...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود… و ماه را ز بلندایش به...

در چشم های لیلی اگر شب شکفته بوددر چشم من شکفته گل آتشین عشق...

ارغواناین چه رازیست که هر بار بهاربا عزای دل ما می‌آید؟که زم...

حج: مطلب ١ از ۵

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط