ازدواج اجباری پارت ۲
+برو بیرون تهیونگ
_باشه بابا نخوردمت که
+برو
÷بچه ها بیاین شام
_اومدیم بدو بپوش با هم بریم پایین
+روتو کن اونور
_باشه بابا
خب تا اینحای داستان همش دعوا بود یکمم هیجان میریم به یک ماه بعد
+اه تهیونگ چرا زندگیمو خراب کردی
_من شوهرتم نباید با وجود من دوسپسر داشته باشی
+به تو چه منو تو اجباری ازدواج کردی
_به هرحال منو تو زن و شوهریم
+اصلا میخوام با اون ازدوا...
حرف ا.ت با خوردن سیلی از تهیونگ قطع شد
_ببین صبرم تموم شده
بعد کمربندشو درآورد مثل سگ ا.ت زد وچون بدن ا.ت خیلی ضعیف بود بیهوش شده تهیونگ همونحا ولش کرد
۲ساعت بعد ویو تهیونگ
صدایی از ات نمیاد برم ببینم چشه اوف فوحشم ندید البته میدونم دوسم دارید فوحش نمیدید به من ولی خیلی زیاده روی کردم رفتم بالا لا بدن بیجون ا.ت مواجه شدم
_ا....ا.ت حالت خوبه
+بیهوشه
تهیونگ بلندش کرد گذاشتش رو تخت دکتر خانوادگیشون رو خبر کرد
_دکتر چشه
#میشه بپرسم چیشده
_کوری نمیبینی گرفتم زدمش
#خب ایشون خیلی بدن ضغیفی دارن ضربه هایی که بهوش وارد شده خیلی محکم بوده به رحمشون آسیب زده
_الان باید چیکار کن
#باید...
ادامه دارد....
_باشه بابا نخوردمت که
+برو
÷بچه ها بیاین شام
_اومدیم بدو بپوش با هم بریم پایین
+روتو کن اونور
_باشه بابا
خب تا اینحای داستان همش دعوا بود یکمم هیجان میریم به یک ماه بعد
+اه تهیونگ چرا زندگیمو خراب کردی
_من شوهرتم نباید با وجود من دوسپسر داشته باشی
+به تو چه منو تو اجباری ازدواج کردی
_به هرحال منو تو زن و شوهریم
+اصلا میخوام با اون ازدوا...
حرف ا.ت با خوردن سیلی از تهیونگ قطع شد
_ببین صبرم تموم شده
بعد کمربندشو درآورد مثل سگ ا.ت زد وچون بدن ا.ت خیلی ضعیف بود بیهوش شده تهیونگ همونحا ولش کرد
۲ساعت بعد ویو تهیونگ
صدایی از ات نمیاد برم ببینم چشه اوف فوحشم ندید البته میدونم دوسم دارید فوحش نمیدید به من ولی خیلی زیاده روی کردم رفتم بالا لا بدن بیجون ا.ت مواجه شدم
_ا....ا.ت حالت خوبه
+بیهوشه
تهیونگ بلندش کرد گذاشتش رو تخت دکتر خانوادگیشون رو خبر کرد
_دکتر چشه
#میشه بپرسم چیشده
_کوری نمیبینی گرفتم زدمش
#خب ایشون خیلی بدن ضغیفی دارن ضربه هایی که بهوش وارد شده خیلی محکم بوده به رحمشون آسیب زده
_الان باید چیکار کن
#باید...
ادامه دارد....
- ۱۲.۳k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط