معرفی رمان پرستار بچه من ⁦⁦👩🏻‍⚕️⁩💗

معرفی رمان پرستار بچه من ⁦⁦👩🏻‍⚕️⁩💗

جیمین: علیک جیمین هستم ۲۷ سالمه ی بچه دارم اسمش جیون هست ی زن هم داشتم که توی تصادف ۲ سال پیش فوت شد چون من یک مافیا بودم رقیب داشتم رقیبام زنمو کشتن:)

ملیس:های💗🥺 من ملیس هستم ۲۲ سالمه داخل ۲ جا کار میکنم یدونه رستوران 매우 작은 دومی کارم داخل پوشاک کار میکنم


جیون: سلام من جیون هستم پسر بابام 😌
۷ سالمه و نمیزارم بابام زن ببره اما خودشم نمی‌خواد ببره اما مامان بزرگم همش میخواد بابام من یکی از دخترای فامیلش که اسمش ثیلنا هست ازدواج کنه اما بابام دوس نداره

ثیلنا : سیلام من ثیلنا هستم و قراره در آینده زن جیمین بشم( البته اگه بشه😂⁦🤦🏻‍♀️⁩)


علیک :تهیونگ هستم برادر جیمین ۲۹ سالمه

مادر جیمین و ختمت کارا اجوما وبادگاردا و بقیه و کلی آدم ⁦دیگه ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
دیدگاه ها (۸)

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

رفتار سرد

سرزمین خاموشی:قسمت اول

مافیای من

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

دیدار باتو (part 2)

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

:Part8 جیمین ساف ایستاد و توی چشم های مرده روبروش خیره شد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط