من پریشان دیده می دوزم بر او

من پریشان دیده می دوزم بر او
خود نمیدانم که اندوهم ز چیست
زیر لب گویم ، چه خوش رفتم ز دست
از منست این غم که بر جان منست.. 🖤


#

#فروغ_فرخزاد

#تکست_خاص
دیدگاه ها (۶)

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

❤️زانکوقشنگ شد....❤️🔥💗عشق را تن پوش جانم مے ڪنی💗چترے از گل س...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

من نمی‌دانم پیشانیم سیاه‌ستیاکه خیلی خوش شانس یک طرف توی این...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیستمی‌رسم با تو به خانه، ا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط