{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران با ترانه

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آرد کربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را
دیدگاه ها (۹)

بیچاره مترسک... سرتاسر سال از مزرعه محافظت میکرد ولی با آغاز...

طناب را به گردنم انداختند... گفتند :آخرین آرزویت؟! گفتم :دید...

رفت، من را به خدا سپرد و خودش را به دیگری...

به دنبال ویلچری هستم برای روزگار... ظاهرا پایی برای راه آمدن...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

#SLAVES. PART 1بار تاریک بود. بوی مشروب و عط...

بارانِ شدیدی به شیشه‌ی ماشین می‌کوبید و دیدِ جاده رو تار کرد...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

مرد بی رحم

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط