Porsche

Part:27

•ویو بیول•

بعد صبحانه تصمیم گرفتیم من برم خونه چمدون جمع کنم و جونگکوک برا یه سری از کارای پرواز و اینجور چیزا رو انجام بده.خودشم قرار بود شب بیاد دنبالم بریم خونه اون که فردا صبح برای رفتن اذیت نشیم.

الان تقریبا ساعت 8 و من دوتا چمدون بستم،حالا منتظرم جونگکوک زنگ بزنه برم پایین.

…

همه کار هارو انجام دادیم،چمدون هارو تحویل دادیم و انگار قرار بود با جت شخصی بریم،واو…خوشمان آمد!

وقتی وارد شدم قشنگ توی جت بوی پول میومد،خلبان از کابین خارج شد که با جونگکوک سلام کنه و انگاری بهش میگفتن آقای مین و خیلی وقته که همدیگرو میشناسن،انگاری یه همکار اینجا هست،دستم رو جلو بردم و باهاش دست دادم

_خوشبختم آقای مین،انگاری باهم همکار هستیم!منم خلبان هستم😄


آقای مین:همچنین مادام!از آشنایی با شما خوشبختم

یه کیف جدا آورده بودم برای داخل هواپیما که توش لوازم ارایشی و شارژ و چندتا شکلات و خوراکی گذاشته بودم،جایی که میخواستیم بشینیم دوتا صندلی رو به روی هم بود و یه میز کوچیک وسطش بود،منم طبق معمول جوراب سفید ساق بلند پوشیده بودم با دمپایی که دمپایی هامو توی هواپیما در بیارم،جونگکوکم همینطوری بود.


من دمپایی هامو در اوردم و پاهامو دراز کردم رو میز،کیفمم گذاشتم پایین پاهام و ایرپادمو گذاشتم تو گوشم،رو به جونگکوک کردم…اونم عین من دمپایی هاشو دراورده بود و پاهاشو گذاشته بود رو میز.

_میخوام موزیک جَز گوش بدم،گوش میدی؟

ابرویی بالا داد و ایرپادو ازم گرفت

+زیاد موزیک جَز گوش نمیدم،ولی حالا چون شما میگی چشم
‌
لبخندی زدم و موزیک رو پلی کردم.رو به جونگکوک کردم و گفتم:من میخوابم،رسیدیم بیدارم کن

+باشه عشقم

چشمام رو بستم و به پشتی صندلی تکیه دادم.
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

چند پارتی (درخواستی)

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

HATE TO LOVE¹³(ویو:رز)فرمانده شهربراز:طبق آخرین نامه‌ای که ا...

part 2بیخیال افکارم شدم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم.. لپ ت...

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط