{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️قلبم واژه واژه اش درد میکند !

☘️قلبم واژه واژه اش درد میکند !
از زخم هایی که با خنده زده شد؛
دوست داشتن هایی که جز ریا و حس های خوبی که شاید جز یک حسِ زودگذر نبود ...
بارها در خود گریستم !
برای تمام آدم های خوبی که نیامدند، دوستت دارم هایی که نشنیدم
و حس هایی که تجربه نکردم
ناآرامم...
به وسعتِ دریایی متلاطم
در طوفانی سهمگین و شاید در حسی جدا نشدنی دست و پا میزنم
کسی چه میداند...
بیشتر غرق در رویایی ناممکن میشوم
درست همچون آدمی که سقوط می کند و یا غرق میشود تا لحظه ی آخر امید دارد، در حالی که میداند بی فایده و سرانجامش مرگ است...
گاهی باید پذیرفت که روح آدمی با درد آمیخته شده و عشق چیزی جز درد برای آدمی ندارد
گاهی باید پذیرفت که حسرت در وجودت رخنه کرده
و تو راهی برای رهایی نداری
گاهی سهمِ تو از دنیا میشود بغض مانده در گلو ، زانوی بغل گرفته ..
گاهی فقط باید بنشینی و تماشا کنی از دست رفته هارا
و مرور کنی روزهای بودنشان را و بمیری روزهای نبودنشان را...☘️

❤️پ.ن:خوب بد..نیمه ابری...همراه با بارش پراکنده...❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

سلاممممم

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

تولدت مبارک، نامجون. 💜شاید هیچ‌وقت ندونی چند بار حرف‌هات درس...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

پروانه جان

یه داستان جدید اوردم با وایب فانتزی!

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 43سلام بچه هاامیدوار...

آخرین شکار پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط