K.K.MEOW?!¹

P.1
ولیکن اصل این داستان از مکانی شروع می‌شود که همبستگی دو نژاد متفاوت شکل گرفت!
بیست معیوبی که در مدرسه‌ای بزرگ تحصیل می‌کند و وقتی به سال دوم تحصیلش می‌رسد انگیزه‌ای برای جست‌و‌جوی احساساتی که خیلی سال پیش دفن کرده بود پیدا می‌کند اون هم فقط به‌خاطر شاهزاده شیاطینی که هیچ احساساتی ندارد...
Shita
نفس عمیقی کشید و دوباره نگاهشو چرخوند.
+میوو…
توی خیابون های شهر قدم می‌زد و به اطراف نگاه می‌کرد.به آدم‌ها،به گربه‌های دیگه،به فرشته‌ها،شیاطین،پری ها و خیلی موجودات متنوع دیگه که از کنارشون رد می‌شد.سریع‌تر حرکت کرد تا به عمارت مد نظرش برسه.بین راه به کوچه‌ای پیچید و می‌خواست ادامه بده که متعجب به موجودی که روبه‌روش ایستاده بود و داشت با خشم نگاهش می‌کرد،نگاه کرد.اخمای سگی که جلوش حالت تهاجمی گرفته بود بیشتر تو هم رفتن و صداشو بلند کرد و محکم‌تر پارس کرد.درسته...یک سگِ احمقِ دیگه که با دیدن گربه‌ها چندان حال نمی‌کنه.دوباره نفس عمیقی کشید که این مساوی شد با تحریک سگ برای هجوم بردن به طرفش.به محض پرش سگ به سمتش با پنجه‌ی براقش گردنشو هدف گرفت.وقتی سگ به پشتش فرود اومد با ضعف پاهایش لرزید و پاشش خون از گردنش ناگهان فوران شد.مثل یک گربه با وقار پنجول خونینش رو لیس زد.به جنازه سگ و سری که با چهره متعجب زیبا بریده شده بود و تو هوا چرخ می‌خورد نگاه کرد.بعد از افتادن سرش کنار جنازش برگشت و به راهش ادامه داد.زیر لب با کمی حرص غرید.
+دوباره دیر می‌رسم و یک دقیقه بیشتر اون می‌تونه نفس بکشه...هاه چرا سگا انقدر مزاحمن؟!
و در سایه‌های کوچه‌ای که دقیقا پشت دیوار های برچ بزرگ بود ناپدید شد.


>عکس ضمیمه کاراکتریه که الان ازش خوندید^^<
دیدگاه ها (۴)

🍓 مشتری همیشگی 🍰 فصل دوم : پارت ۱۱روز بعد، نامیرا جلوی آینه ...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 24جین دوباره به حرف های مینجه فکر کرد...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_61فصل بیست‌وهفت...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

dark life = 40

پارت ۱۹۷

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط