contract 🍷

contract 🍷
#contract
𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇
ویو هویج:
نور ماه روی کلیسا میتابید و انجارا روشن میکرد اما با این وجود فضای کلیسا هنوز سرد و خشک بود. ازدواجی اجباری، بدون عشق، بدون احساس گرما در حال رخ دادن بود و این دو قربانیان آن بودند که توان مقاومت و مخالفت نداشتند.
تنها کلمه ای که توی ذهن ات و بیشتر جیمین طنین انداز بود یک چیز بود: تنفر تتفر و تنفر...
جیمین خون اشامی اصیل از نژاد: Vereon | وِرِئون
مجبور به ازدواج با ات نژاد اصیل دیگه ای به نام: Elarooth | اِلاروث شد.
چرا؟ به دلیل اینکه دو خانواده اعتقاد داشتند که حاصل این دو نژاد فرزندی منحصر به فرد و قدرتمند است و توان ادامه دادن نسل انها را دارد. اما اگر عشقی وجود نداشته باشد فرزندی قدرتمند به وجود خواهد امد؟ که اگر به اجبار این اتفاق رخ دهد همه چیز مانند داستان های پرنسس های دیزنی خوب تمام خواهد شد؟ هیچکس نتیجه را نمیداند فرزندانم اما بیایید با انها همراه شویم:
ناقوس کلیسا به صدا درامد و در سالن پیچید...
ات لباس عروس مشکی اش را برای اخرین بار در ایینه مرتب کرد و با فکر کردن به اینده اش دلش فرو ریخت.
هرچند که این قرداد روزی تمام میشد اما اون روز کی میرسید؟ سه سال دیگر دقیقا چنین روزی انها میتوانند برای طلاق اقدام کنند.
ات هرگز مشکلی با جیمین نداشت البته، قبل از اینکه همه چیز با خبر ازدواج خراب شود.
انها تقریبا باهم دوست بودند هرچند که جیمین همیشه سرد،رک و پرخاشگر بود اما هیچوقت ات را ناراحت، اذیت یا عصبانی نمیکرد تقریبا میتنوانیم بگوییم که ات تنها دختری بود که جیمین اجازه میداد نزدیک شود.
جیمین هیچ حسی به کسی حتی پدر مادرش نداشت، والدینش تلاش های زیادی کردند اما او به هیچ دختری جذب نمیشد. اون انسان ها را با جذابیت سردش اغوا میکرد چراکه میخواست از خون انها تغذیه کند.
تنها دلیلی که اون به بقیه مخصوصا انسانها نیاز داشت این بود اما حالا اون همسری دارد که میتواند از اون تغذیه کند و برعکس. نژاد متفاوت و فوق العاده انها مشکلی ایجاد نمیکرد، هرچند که جیمین هیچ علاقه ای به چشیدن مزه ی خون کمی که در رگ های همسرش جریان داشت، نداشت.
ات با پدرش سمت جیمین راه افتاد، کشیش منتظر با نگاهی ارام ایستاده بود درحالی که مهمان ها منتظر نشسته بودند چشم هایشان به جزییات ظاهری ات و جیمین دوخته شده بود. انها نمیدانستند که تمام این ها نمایش است و عشقی در کار نیست.
و ایا کسی از اشتباه شیرین ژنتیکی سرد ترین خون اشام نسل Vereon | وِرِئون پی خواهد برد؟ ایا کسی پرده از حقیقت برمیدارد؟ اما پارک جیمین یادت باشد که خورشید هیچوقت پشت ابر نمیماند.
چه خواهد شد؟...
ـــــ
ببخشید کمههههه😭
امیدوارم خوشتون بیاددد🍷
به پوستر از یه تا ده چند میدید😔🤭
به احتمال زیاد پارتای بعد رو عامیانه مینویسم مربا هویجام بوس بهتون🧸
حمایت یادتون نره💤
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
دیدگاه ها (۴۶)

Contract 🍷#contractPT19ویو هویج:شب، قلعه برخلاف روزهای گذشته...

#my_dance_partner معرفی فیک: .اسم: my dace partner (پارتنر د...

اگر طبق برنامه پیش نره، حتی بهتره: خون‌آشام‌های نسل Z بحران ...

Contract 🍷#contract PT18ویو هویج:صبح، برخلاف روزهای گذشته، ر...

contact 🍷#contract𝑃𝑇10ویو هویج:تولدها همیشه روزهای مهمی توی ...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

Lost leaves/رمان جیمین

Destiny part 13

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط