نمی خواهَم که دَر راهَت نِشینَم

نمی خواهَم که دَر راهَت نِشینَم
کنارِ     بَستَرِ     چاهَت    نِشینَم
نمی خواهم تو و این غَمگُساری
درونِ   داغِ  جانکاهَت    نِشینَم
روَم  دَر   بوسِتانِ  باغ و  بوسه
نَه  بَر   تُندیِ  گَهگاهت   نِشینَم
سِماجَت  می کنی  بَر  پَرپَرِ  گُل
نه  بَر خونِ  گذرگاهَت   نِشینَم
رَوَد سیّد   به   کوی  میگُساری 
نمی خواهَم که دَر راهَت نِشینَم
دیدگاه ها (۵)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

چرا سس خرسی در برابر روبیو لال است؟✍ سید علیرضا آل‌داود تاری...

من بچشم خویشتن دیدم که جانم میرود

S:Zاَی ساربان،آهسته رو کارام جانم می رودوان دل که باخود داشت...

S:Zاَی ساربان،آهسته رو کارام جانم می رودوان دل که باخود داشت...

به.یادگاری.برای.عزیز.ازدست.داده.ام

ای ساربان آهسته ران ، کآرامِ جانم می رودوان دل که با خود داش...

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان سوی تو می‌دوند هان! ای تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط