عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد
خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد

آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنی
چون ستاره به تماشای شب تارم کرد

آمدی خواب مرا از چه پریشان کردی
گفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد

آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردی
بوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد

آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدم
وقت خواب آمدی و عطر تو شکارم کرد

خنده های نمکینت تو چه دانی که چه کرد
خشک بودم چو کویر لطف تو گلزارم کرد

تا تو را دیدم و دل را به تو دادم آنشب
مست بودم که به شب مهر تو  دلدارم کرد

چشممان خورد بهم پلک چو رقصید آنجا
نگه مست تو در دست صبا یارم کرد.. ..
دیدگاه ها (۹)

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

رفتار سرد

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط