{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است
این آتش از هر سر که برخیزد، تماشایی است

دریا اگر سر می زند بر سنگ، حق دارد
تنها دوای درد عاشق، ناشکیبایی است

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم:
چیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان، از ترس رسوایی است

این خیره ماندن ها، به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی است

شاید فقط عاشق بداند "او" چرا تنهاست؛
کامل ترین معنا برای عشق، "تنهایی" است...
دیدگاه ها (۱)

آیین عشق بازی دنیا عوض شده استیوسف عوض شده است، زلیخا عوض شد...

دلتنگم.. نه برای امروز ، و نه فردایی که نمی دانم چند لحظه از...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست..می رسم با تو به خانه،...

شده هرگز..؟! دلت، مال کسی باشد.. که.. دیگر نیست؟!نگاهت..سخت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط