{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ارباب خشن

#ارباب خشن

part¹⁷

ویو ا.ت: لیا گفت احساس بدی میکنم ک یهو دیدیم راننده تاکسیه بهمون گف شما نمیرید خونه تون! دستور رئیسه باید بیاین خونه ی من مدتی بمونید.. خیلی شیک و تمیز و ساده بهتون گفتم اگر میخواین کُلی بازی دربیارید بی هوش تون کنم...
لیا: رئیس کیه اقا!!!!! مارو پیاده کن ببینم
راننده تاکسی: مث اینکه باید بیهـ..وش تون کنم نه؟؟..
ا.ت: اقا ی لحظه وایسا اوکی اوکی مارو ببر هرجا دلت میخواد فقط بگو این رئیس کیه؟
راننده تاکسی: کای! کای! دوس پسـ...ر قبلی تون
لیا: چیییییی!!!! ا.ت دوس پـ...سر قبلی یعنی چی؟
ا.ت: اقای محترم این قضیه منو و کای برای خیلی وقت پیشه.. ای وای ینی چی؟(با صدای ترـ.س و گریه)
راننده تاکسی: ببخشید بیشتر از این نمیتونم بهتون آمار بدم! همین الان هم ک گفتم رئیس کای هس جونم توی خـ...طر افتاده چ برسه ب چیزای دیگه بخوام بهتون بگم! اینجا من فقط ی راننده تاکسیم ک هرچی رئیس میگه رو انجام میدم دیگه باید....
...
ویو ا.ت: راننده تاکسیه داشت حرف میزد ک وسط حرفش لیا داد کشید ا.ت! با صدای ا.ت گفتن راننده تاکسیه حرفشو قطـ..ع کرد تا ببینه لیا با من چیکار داره ک لیا باز گفت ا.ت! نمیفهممت تا الان فکر میکردم..
..
حالا این دفعه صدای لیا با صدای راننده تاکسیه قطع شد ک راننده تاکسیه اسمش شدوو بود با صدای بلند گفت
میتونید حرف دهن تونو بفهمیدددد یا نه!  میتونید انقدر حرف نزنیدددددد یا نه!!
لیا: باشه.
ا.ت: خسته شدم دیگه از این زندگی(با صدای اروم ب لیا گفتم)
لیا:(با صدای اروم) ا.ت ولش کن همون جوری ک از دست کوک فر،ار کردیم میتونیم هم از دست کای فرا..ر کنیم.. فقط امیدوارم بتونی جون سالم ببری چون جون تو توی خطـ..ر تره تا من!
ا.ت:(با صدای بلند) وای لیاااااا تهیونگه تو موتوررررر ک بعد......
دیدگاه ها (۹)

پارت. 30

سناریو بونتن پارت۵

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

آتیشی که از بارون شروع شد part 49ویوی جونگکوکضبط صوت رو بررس...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط