اَوَّلا خوبْ تَهِشْ بَدْ

اَوَّلا خوبْ تَهِشْ بَدْ
هِیْ مَنو سَرْزَنِشْ کَرْدْ
خُدا میدونهـ اینْ روزا با کیا میشهـ
سَرِشْ گَرْمْ
واسهـ دَعْوا میکَرْدْ سَرِشْ دَرْدْ
مَنو عاشِقْ کَرْدْ بَعْدِشْ رَفْتْ
نِمیدونَمْ چی کارْ کَرْدَمْ کهـ
فِکْرِ جدایے بهـ سَرِشْ زَدْ
دیدگاه ها (۹)

ادامه پارت (۱۴)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

دیو و دلبر پارت ۱۵ -ماهی نور داری چیکار میکنی مامان با کلافگ...

مافیای من

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط