[چند پارتی]

<وقتی بم پنجسو میزاره روی سینت و...>

--------------------------

اومدم طبقه پایین که جونگکوک دیدم داره میزو پیچینه بم کنارش میز غذا خورری داخل ظرفش غذا میخوره رفتم نزدیک که بم پرید بغلم و چند تا لیس روی دستم و گردنم گذاشت بغلش کردم بوسش دادم

"+آخ فدات بشم من

~هاپ هاپ

سر بم ناز کردم و روی صندلی نشستم و بم رو گذاشتم روی زمین تا غذاشو بخوره جونگکوک اومد روی صندلی نشست و شروع کرد به غذا خورد که دیدم شیر موز دستشه

" +جونگکوک منو تو 10 تا شیر موز نخریدی 5 تا برای من 5 تا برای تو تو 5 تا خودتو خوردی جرا آلان مال منو میخوری

جونگکوک نگاهشو داد به من

" _دلم میخواد

"+قبول نیست تو شیر موز هارو تقسیم کردی

" _تو هم هفته قبل شیر موز منو خودی خب( در حال خوردن شیر موز)

بلند شودم و رفتم سمتش و شیر موز رو از دهنش در آوردم جونگکوک اخم کرد و نگاهشو داد به من

"+این مال منه چرا میخوری

شیر موز رو از جونگکوک گرفتم و رفتم نشستم روی صندلی و خوردم که دیدم جونگکوک بلند شد و اومد طرف من بالای سرم وایساده بود منم برای اینکه حرسشو در بیارم یکم شیر موز رو خوردم میخواستم با پشت دستم لب رو تمیز کنم که جونگکوک اومد و لباشو گذاشت روی لبام مک میزد منم فقط نگاش میکرم ولی اون چشماشو بسته بود مک میزد که یهو گاز گرفت لبامو که همرایی کنم منم سرمو کج کردم تا ازم جدا بشه که جونگکوک دستشو دور سرم گذاشت تا سرم تکون ندم که یهو چیز سنگینی روی پاهام حس کردم سرمو پایین اوردم....

===================

خب اومیدوارم دوست داشته باشین نمیدونم خوبه یا نه اگر درخواست چند پارتی خودتون دارین داخل کامنت ها بگین وقتی این چند پارتی تموم شد بنویسم ممنون بابت حمایت

بایییییییییی 💞
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی

چند پارتی

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:7ویو «سلین»که رفتیم به بوفه هر دو...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

وقتی درسش بد بودو ..

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

Cruel Love.پارت ۲ .که ، جونگکوک گفت:میشه اتاقم رو نشون بدین...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط