{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

___هو الجبار___

___هو الجبار___
.
.
خاطره ای از #شهید_محمود_کاوه... دختر یک آدم طاغوتی بود .یک روز آمد در مغازه .یادم نیست چه میخواست ، ولی میدانم محمود چیزی به او نفروخت.دختر عصبانی شد ،تهدید هم کرد حتی!

شب با پدرش آمد در خانه مان .نه گذاشت نه برداشت ،محکم زد توی گوش محمود !محمود خواست جوابش را بدهد ،پدرم نگذاشت.میدانست پدرش توی دم و دستگاه رژیم ،برو بیایی دارد .هر جور بود قضیه را فیصله داد .

دختره دو سه بار دیگر هم آمد در مغازه . محمود چیزی به او نفروخت که نفروخت !میگفت : "ما به شما بی حجاب ها ،هیچی نمیفروشیم ."
.
.
#فرهنگ_سازی
.
دیدگاه ها (۲)

عشق خشن من ❤️ پارت 21

رمان زندگی قاتلانه ی من✪پارت1

«معشوق سابق» پارت هجده

پارت ۱۰کاکاشی باور نمیکرد چی شنیده، ولی هر چی فکر میکرد با ع...

فن فیک پلی بوی " پارت ۵ "

به نام خداکابوسقسمت دوممگی با صدای بوق وانت چشمانش را بست و ...

//سلطنت راز آلود//پارت 95اسلاید ها به ترتیب لباس الویز دامن ...

پارت ۸اوبیتو رفت تو اشپزخانه تا قهوه را اماده کند، نمیدانست ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁵(نایون+...

🔵 فصل دوم داستان💌 داستان عاشقانه و‌دنباله دار💟 #مثل_هیچکس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط