رمان سفر برای عشق پارت ۲

رمان سفر برای عشق پارت ۲
ادمین
خلاصه دوست ا/ت اومد پیشش و ‌کلی با هم صحبت ‌کردن
و بعد رفتن پایین برای ناهار
ویو ا/ت خلاصه که رسیدیم و من هم لباسم رو عوض کردم و میکاپم رو پاک کردم تا یه میکاپ دیگه کنم بعد رفتیم پایین برای ناهار ‌که تهیونگ بهم زنگ زد
ا/ت : اوپا ...... سلام
تهیونگ: چاگیا کجایی ؟
ا/ت : ما تو هتلیم
تهیونگ : لوکیشن بفرست بیام
ا/ت : باشه عشقم ❤️❤️
ویو ا/ت
لوکیشن رو به تهیونگ فرستادم و بعد از چند دقیقه دیدم که یه نفر بهم گفت چاگیا دلت به بغل کردنام تنگ نشده ؟
سرم رو بالا بردم و دیدم که تهیونگه از خوشحالی گریم گرفت و بغلش کردم عمم اینا کا باتعجب بهم نگاه میکردن عمم بهم گفت
عمه ا/ت : نمیخوای معرفی کنی ؟
ا/ت : عا ببخشید ایشون کیم تهیونگ هستن دوست پسرم
تهیونگ : خوشبختم
عمه ا/ت : همچنین
دوست ا/ت : حالا که اینجوریه منم به جیمین دوست پسرم بگم بیاد نشد که
ا/ت : باشه باشه بگو بیاد (با خنده)
ویو ا/ت
منو رو آوردن و دوستم گفت من به جیمین غذای مورد علاقش رو سفارش میدم و تا اون برسه غذا ها هم میشن
عمه ا/ت : دخترم هرچی که مامان اینا میخورن به ما هم سفارش بده
ا/ت : چشم عمه جون
ادامه دارد...........
اسلاید ۲ لباس تهیونگ وقتی اومد پیشتون
اسلاید ۳ میکاپ ا/ت
اسلاید ۳ لباس ا/ت
حمایت کنید
لایک ۷
کامنت ۷
دیدگاه ها (۲)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

پارت ۴ (سرنوشت)

«اسلاید بعد شخصیت های اصلی»(تابع قوانین ویسگون)سیلام بریم بر...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

عشق بی پایان

My Boy❄

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط