نقاب دار مشکی

𝙗𝙡𝙖𝙘𝙠 𝙢𝙖𝙨𝙠𝙚𝙙
(𝙋𝙖𝙧𝙩 3)
( ات و بقیه نشسته بودن رو صندلی حیاط و خوراکی میخوردن.....)
میرا: از الان معلومه قراره هر روز دعوا داشته باشیم.....
ات: هیچ گوهی نمیتونن بخورن.....
سوجین: اصلا دختره از قیافش میباره شیطان تمومه.....
امیلیا: ولی ماسک داشتن....
ات: کیا....
امیلیا: پسرا....
میرا: خب به عنمون به ما چه.....
امیلیا: خب شاید خوششون نمیاد قیافشونو نشون بدن....
( یهو هر 3 تاشون زدن زیر خنده)
امیلیا: چتونه......
سوجین: امیلیا بخدا که اسکلی..... اخه مگه کی هستن که میخوان قیافشونو پنهان کنن....
میرا: همون....
ات: اسماشون یکم شبیه ایدل های کره ای بود.....
میرا: کدوم ایدلا.....
ات: همون گروه BTS.....
امیلیا: وای من که عاشقشونم مخصوصا کیم تهیونگ بایسمه..... ولی ربطی نداره خیلی شخص های دیگه هستن که اسماشون این هست
سوجین: راست میگه..... منم خوشم میاد از BTS.... کراش فقط جونگ کوک....
میرا: نه بابا جیهوپ..... خیلی کیوته.....
ات: من که خوشم نمیاد از گروه BTS .... مخصوصا از شوگا اه اه.....
امیلیا: ات دهنتو ببند باشه.... خوشت نمیاد هیت نده..... والا.....
زینگگگگ..... ( زنگ کلاس خورد)
ات: پاشین پاشین دیگه زیاد زر زدید....
( همشون بلند شدن و رفتن کلاس و تا در کلاس باز کردن یهو دیدن که لیسا و جنی و جیسو و رزی دارن رو صندلی هاشون رنگ میریزن.... ات با دیدن این صحنه خیلی عصبی شد و رفت و یه مشت کوبوند تو صورت لیسا......)
ات: چه گوهی داری میخوری هااااا؟!.....
( یهو همه ی پسرا اومدن تو.....)
یونگی: اینجا چخبره.....
سوجین: بفرمایید خودتون ببینید.....
( پسرا رفتن دیدن که تمام رو صندلی هاشون رنگ هست....)
جونگ کوک: ای اشغال.....
لیسا: گفتم که در افتادن با من عاقبت خوبی نداره واستون..... ( یهو هر 4 تاشون زدن زیر خنده و میرا رفت و با یه ضربه هر 4 تاشون رو انداخت زمین با پاهاش.....)
میرا: زیادی داری واق واق میکنیا.....( یهو یقه ی جنی و لیسا رو گرفت و صورتاشونو کوبوند رو صندلی ای که رنگی بود و ات هم یقه ی رزی و جیسو رو گرفت و کوبوند به صندلی که صورت هر 4 تاشون رنگیه رنگی شد که اونم قرمز بود......)
جنی: وای موهام....
رزی: وای نههههه......
لیسا: وای صورتم...... نههههه..... کصکشاااااا...... دیگه بهتون رحم ندارمممم..... ( بلند شد و چاقو رو از جیبش در اورد و رفت سمت ات که یهو......)
اسلاید دوم لباساشون
اسلاید سوم کیف ات
دیدگاه ها (۱۱)

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

فقط یک دوست معمولی پارت 6کاغذ رو برداشتم و پشتش نوشتم:«منشی‌...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت دوم: سایه‌ی تهدید و نگاه‌های مرم...

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

نقاب دار مشکی

پارت اول عشق لرزان

اجباری اما شیرین

پارت : سوم جیسو : چی شد چی گفت بهت ؟جنی : گفت مثل آدم درس بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط