{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی

عشق مافیایی


پارت ۱۱


ویو ات:
داشتیم میرفتیم سمت کلاس که...
هیچی رسیدیم سر کلاس و رفتیم سر جامون نشستیم چون روز اول بود من صندلی کنار کوک رو برداشتم و پیشش نشستم که نانسی اومد سمت من و گفت...

نانسی: هی دختر جون از اینجا پلشو اینجا جای منه

ات: هه فکر کردی کی هستی رئیس مدرسه؟ یا پدرت رئیس مدرسه است؟

نانسی: هیچکدوم ولی من خوشگل کلاس میشم از فردا مگه پدر تو رئیس اینجاست؟ هه چه انتظاری از یه دختر فقیر باید داشته باشم

ات: بله پدرم رئیس این بیمارستانه و این مدرسه به اسم منه (راستی پدر ات رئیس چند پا مدرسه است و بیشترشون به اسم ات هست و رئیس کلی شرکت تو سئول و کشوذ های دیگه هست)

نانسی با تعجب بهم نگاه کرد چشماش از حدقه در اومد

ات: تازه من و جونگ کوک زوج های محبوب مدرسه هستیم و ازدواج کردیم و همه هم میدونن🙄😒

نانسی: چییی؟ 😯😨
واقعا؟


ات: بله واقعا برو اونجا بشین فقط مراقب باش اون پسره زیادی حرف میزنه😏

نانسی با ناراحتی رفت نسشت رو صندلیش

کوک: آفرین خوشگل خانم.

ات: فدات عشقم

معلم اومد و شروع کرد با بچه احوال پرسی و گفت و گو کرد چون روز اوله هفته اول قرار نیست درس بدن .
بعد کلتس زنگ اول.......



ببخشید بچه ها من زیاد حوصله نمیکنم ولی سعیم رو میکنم که بیشتر بنویسم
بچه ها اسم رمان رو تغییر دادم به عشق مافیایی
دیدگاه ها (۰)

dark love

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

ادامه ی پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط