{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا برگردان

مرا برگردان
به روزهایی که دمپاییِ کهنه ام را
با جیک جیکِ نارنجیِ جوجه ای کوچک عوض میکردم
و باران
تنها
آوازِ شادی بود
در عروسیِ هاجر...
دیدگاه ها (۷)

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

part:1{این رمان درخواستی هست و به گفته خود فرد نوع نوشتار خو...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

KIM V

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

" مرا برگردان به روزهاییکه دمپایی کهنه ام رابا جیک جیک نارنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط