{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جییغ دوووستای خوبم ببخشید اگه کمهع،از غمد کم نوشتم میخواس

جییغ دوووستای خوبم ببخشید اگه کمهع،از غمد کم نوشتم میخواستم تا قسمتای بعدی سورپرایزتون کنم،امیدوارم بی صبرانه منتظر باشید خخخ چون قراره قسمتای اصلی از اونجا شروع بشه گیییغ بخووونییید و حتما نظر بدید.
Super Stars:
بخش سیزدهم:
دخترا تشکر کردن و از کمپانی خارج شدن.
دخترا و پسرا جدا جدا رفتن باهم گردش،بعد از گردش موقع ناهار همه داخل یه رستوران جمع شدن و شروع کردن به حرف زدن موقع ناهار خوردن.
هیون:دخترا،براساس اینکه گروهتون مثل مال ماست،البته خود ما هستید،پس لیدرتون عوض شده،شما میخواستید سوریو خانم لیدر باشن،اما الان شین جونم لیدر شماست.
یوری:من هنوز نمیفهمم.!
سوریو:یوری جان بیخیال عزیزم،فهمیدن نمیخواد که!
جونگمین اومد بحث رو عوض کنه گفت:دوستان نظرتون چیه یه مسابقه برگزار کنیم؟
هیوری:چه مسابقه ای؟
کیوجونگ:یه مسابقه ای بود که چند تا خواننده مینشستن و یه کلمه رو تند تند تکرار میکردن و نباید اشتباه میکردن و اگه اشتباه میکردن آب بهشون میپاشیدن.
هیونگ جون:آرهه خوبه.
شین جونگ:ما اینجا آبی چیزی داریم؟
جونگمین:نه این مسابقه نه!
هیونگ:پس چی؟
-مسابقه دو،میبرمتون زمین دو مسابقه بدیم(≧∇≦)/
سورا:دارزید شوخی میکنید مگه نه؟(´・_・`)
-نه،واقعا میگم،ددوست داری دو؟
-من از دو متنفرمممم،پس در نتیجه شما برید من الان یه تاکسی میگیرم برمیگردم خونه!
سوریو:خب تو بیا اما مسابقه نده!
یونگ سنگ:آره،بیا.
سورا قبول کرد،رفتن و برای یه مدتی مسابقه دادن و خسته برزگرشتن خونه.
بعد از دو سه روز کارشون درست شد و قراز شد برن برای تمرین.
هرکدوم از اعضا دابل اس با جانشینشون توی گروه دختر تمرین میکردن،از اپنجایی هم که یه مذدت طولانی باهم بودن باهم صمیمی شدن.
شب قبل از ضبط همه استرس داشتن،هر یک از دخترا تنهایی رفت بیرون.
سورا هندزفری تنوی گوشش بود و قدم میزد که جونگ مین با ماشین اومد کنارش ترمز کرد و گفت:سورا،داری جایی میری اینموقع شب؟میخوایی برسونمت؟
سورا:نه،میخوام یکم قدم بزنم،شما برو.
جونگمین ااز ماشین پیاده شد و گفت:باشه پس باهم قدم بزنیم.
سوریو هم با لباس ورزشی داخل پارک درحال آهنگ گوش کردن و دویدن بود،یونگ سنگ هم با لباس ورزشی اومد کنارش و شروع گرد به دویدن و گفت:خسته نباشی خانم ورزش کتر.
سوریو هندزفریشو از تو گوشش در اورد و گفت:سلامت باشی.(^v^)اینجا چیکار میکنی؟
یونگ سنگ:منم اومدم یه خوایی بخورم،میدونم استرس داری واسه فردا که زمان ضبطتون هست!
-آزه واسه همین اومدم یکم بدوم شاید از استرسم یکم،کم بشه.
داخل همون پارک هم هیوری نشسته بود و داشت نقاشی میکشید.
کیوجونگ هم کنارش نشست و گفتن:چه نقاشی قشنگی“ψ(`∇´)ψ میتونی من رو هم بکشی که نگهش داشته باشم؟
هیوری یه نگاه به کیو انداخت و گفت:باشه،بپس جلوم بشین تا بتونم بکشمت(个_个)
کیو روبروی هیوری نشست و هیوری شروع کرد به کشیدن کیوجونگ.
شین جونگ هم داخل بخش ورزشی پارک درحال تنیس بازی کردن با یه دختر بود که هیون اومد و به اون دخترز گفت:خانوم ببخشید،میشه راکتتون رو قرض بگیرم و با این خانوم بازی کنم؟
دختر پذیرفت و راکت تنیس رو داد به جونگمین.
هیون:خب با من بازی میکنی؟
شین جونگ:حتما،چرا که نه،موفق باشی ┐( ̄ヮ ̄)┌
یوری هم درحال آهنگ گوش دادن بیت آهنگشون داشت تمرین میکرد یه جای خلوت که هیونگ جون اومد و گفت:داری تمرین میکنی؟بیا باهم تمرین کنیم.
هیونگ و یوری هم درحال تمرین بود.
دیدگاه ها (۱۰)

جیییغ بچهه هااا من اووومدذدممم،حتمااا بخووونید،از این قسمت ا...

اوومدممSuper Stars:بخش پانزدهم:جونگمین،نه!یعنی نیومده؟خب پس ...

Please WaitIng

عزییزم،ناازم

A love that begins with jealousy"2"✨part: 12یک روز قبل از کن...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان عشق مافیا پارت 1 اون یکی پارت ھارو حضو کردم این اصلیہ ا...

عشق و نفرتp¹³تهیونگ میخواست بگه چرا یهو دخترا اومدن تو هانا:...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

Cieloپارت دو_ سلام من جین هستم و ۱۸ سالمه با پر انرژی_سلام م...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط