From hate to love

From hate to love


Part:10


دیدم لیا تکیه داده به ماشینش و منتظر من مونده سعی کردم بهش توجه نکنم و از کنارش رد شم که خودشو انداخت توی بغلم و شروع کرد به اشک تمساح ریختن
? آرتمیس منو ببخشش😭😭
+ لیا چرا منو توی اتاق کوک با کوک حبس کردی
? کوک؟
+ عهههه...... نه..... جونگ کوک
_ که کوک آرعه
+ نه جونگ کوک گفتممممممممم
? بریم دیگه
+ آرعه ...... آرعه
? بخشیدی منو
+ نه
سوار ماشین لیا شدیم و وقتی رسیدیم همه دخترا به من نگاه میکردن
یه دختره بهم چشم غره رفت و اومد و بهم گفت
& از عشق من دور شوو
_ من عشق تو نیستم
& ولی جونگ کوک خودمون چی
_ قضيه تو تموم شده تو به من خیانت کردی
+ چی شد؟
& هرزه خفه شو
+ هرزه معلومه تویی که اون روز توی بار داشتی با آقا معلم لب میگرفتی
! نیلسو بیا بریم اینجا جای ما نیست
_ که تو رفتی بار آرعه
+ آرعه رفتم مشکلش‌ چیه
_ میدونی مردای اونجا میتونستن کاری که من با تو کردم رو بکن
+ باهام حرف نزن من با تو قهرممممم
_ ( پوزخند)

یهو معلم وارد شد
همه کلاس
گفتن برپا
معلم گفت بشینید و برگه امتحان گذاشت جلومون
+ استاد ما که امتحان نداشتیم
% گروه رو چک نکردی گذاشتم امتحان علوم دارید
+ نه راستش خالم مریض بود تا ساعت 3 شب تو بیمارستان بودیم
% مشکلی نیست از چشمات معلومه شب نخوابیدی امتحان تو فردا بده
+ ممنون استاد فردا حسابی میخونم
🔊🔊 زنگ تفریح خورد و جونگ کوک اومد کنارم و گفت
_ پس خاله ات مریض بوده تا 3 صبح بیدار بودی
+ ساکت شو همه اینا بخاطر توعه
یهو لیا اومد
? به به زوج عاشق
+ خفه شو
کههههههههههههههههههههههه
دیدگاه ها (۰)

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

{مافیایی برای من }پارت:۳ویو یک ساعت بعد:جونگ کوک اومد تو ماش...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پارت ۳۷

پارت ۲۵

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط