رومان عشق پنهانی (پارت4)
شدو:حالا باهم ازدواج میکنی؟
جا خوردم فکر نمیکردم همچین حرفی بزنه
نمیدونستم چی بگم اما یه حسی نسبت بهش داشتم پس
سونیک:اره
دوباره لب هام رو بوسید و بقلم کرد و رفتیم تو اوتاق.... هردو رو تخت خوابیدم انقدر خسته بودم که سریع تو بقلش خوابم برد
از زبان شدو❤️
انقدر خسته بود که سریع تو بقلم خوابش برد...... صبح شده ساعت 9:26دقیقه هست باید بیدارش کنم که بریم بیرون و خرید عروسی رو انجام بدیم
شروع کردم نوازشش کردن که چشماش رو باز کرد
شدو:صبح بخیر خانم کوچولو
سونیک:صبح بخیر پیرمرد
از زبان سونیک💙
پاشد و رفت دوش گرفتم منم لباسام رو عضو کردم که شدو اومد و رفتیم صبحونه خوردیم
شدو:من میرم تو اوتاقم الان بر میگردم
سونیک:باشه
رفت تو اوتاقش که یه چیزی خورد تو سرم و افتادم زمین
از زبان شدو ❤️
یهو یه صدایی اومد انگار که یه نفر خورد زمین سریع پا شدم و اومد تو حال
شدو:سونیک کجایی
اما کسی جواب نداد که چشمم افتاد رو کاغذ روی میز افتاد
نوشته تو کاغذ:اگه میخوای دوباره ببینیش ساعت 8 بیا کنار درخت شکوفه گیلاس
نمیتونستم قبول کنم که سونیک رو دزد دیدن..... ساعت 10 دقیقه مونده بود به ساعت 8 که رفت کنار درخت شکوفه گیلاس که...
پارت بعدی غمگینه و هم عاشقانه😍
جا خوردم فکر نمیکردم همچین حرفی بزنه
نمیدونستم چی بگم اما یه حسی نسبت بهش داشتم پس
سونیک:اره
دوباره لب هام رو بوسید و بقلم کرد و رفتیم تو اوتاق.... هردو رو تخت خوابیدم انقدر خسته بودم که سریع تو بقلش خوابم برد
از زبان شدو❤️
انقدر خسته بود که سریع تو بقلم خوابش برد...... صبح شده ساعت 9:26دقیقه هست باید بیدارش کنم که بریم بیرون و خرید عروسی رو انجام بدیم
شروع کردم نوازشش کردن که چشماش رو باز کرد
شدو:صبح بخیر خانم کوچولو
سونیک:صبح بخیر پیرمرد
از زبان سونیک💙
پاشد و رفت دوش گرفتم منم لباسام رو عضو کردم که شدو اومد و رفتیم صبحونه خوردیم
شدو:من میرم تو اوتاقم الان بر میگردم
سونیک:باشه
رفت تو اوتاقش که یه چیزی خورد تو سرم و افتادم زمین
از زبان شدو ❤️
یهو یه صدایی اومد انگار که یه نفر خورد زمین سریع پا شدم و اومد تو حال
شدو:سونیک کجایی
اما کسی جواب نداد که چشمم افتاد رو کاغذ روی میز افتاد
نوشته تو کاغذ:اگه میخوای دوباره ببینیش ساعت 8 بیا کنار درخت شکوفه گیلاس
نمیتونستم قبول کنم که سونیک رو دزد دیدن..... ساعت 10 دقیقه مونده بود به ساعت 8 که رفت کنار درخت شکوفه گیلاس که...
پارت بعدی غمگینه و هم عاشقانه😍
- ۱۱.۰k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط